دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٦١
١١٩٨.كتاب من لا يحضره الفقيه ـ به نقل از ابو صلت عبد السلام بن صالح هِرَوى ـ :از امام رضا عليه السلام شنيدم كه مى فرمايد : «به خدا سوگند ، هيچ فردى از ما نيست ، مگر اين كه كشته و شهيد مى شود» . گفته شد : اى پسر پيامبر خدا! چه كسى شما را خواهد كشت؟ فرمود : «بدترين خَلقِ خدا در زمان من . او مرا با زهر مى كشد و سپس در خانه اى محقّر و سرزمين غربت به خاك مى سپارد» .
١١٩٩.امام رضا عليه السلام : سپاس، خدايى را كه آنچه را مردم ، در باره ما تباه كردند ، حفظ كرد و آنچه را آنان براى ما پَست كردند ، رفعت بخشيد، تا جايى كه ما ، هشتاد سال بر روى منبرهاى كفر، لعنت شديم و فضايل ما كتمان گرديد و در راه دروغ بستن به ما پول ها خرج شد ؛ امّا خداوند متعال براى ما جز اين نخواست كه نام ما را بلندآوازه گرداند و فضيلت ما را آشكار سازد . به خدا سوگند ، اين نه به خاطر شخص ما ، بلكه به واسطه وجود پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و خويشاوندى ما با اوست، تا جايى كه قضيّه ما و آنچه از او روايت مى كنيم ، به زودى ، پس از ما از بزرگ ترين آيات و نشانه هاى نبوّت او خواهد شد .
١٢٠٠.امام عسكرى عليه السلام : بنى اميّه و بنى عبّاس به دو دليل، شمشيرشان را بر ضدّ ما به كار گرفتند : يكى اين كه آنها خود مى دانستند كه خلافت ، حقّ آنان نيست . از اين رو مى ترسيدند كه ما ادّعاى خلافت كنيم و خلافت در جايگاه [اصلى ]خود، استقرار يابد . دوم، اين كه آنها از طريق اخبار متواتر، فهميده بودند كه حكومت جبّاران و ستمگران به دست قائم ما نابود خواهد شد و از طرفى در اين كه آنان از جبّاران و ستمگران هستند ، شك نداشتند . از اين رو ، در كشتار اهل بيت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و نابود كردن نسل او كوشيدند تا بلكه با اين كار ، مانع تولّد قائم ـ كه خداوند، فَرَجش را نزديك فرمايد ـ شوند يا او را به قتل رسانده باشند ؛ امّا خداوند نخواست كه قضيّه او (قائم) ، حتّى براى يك نفر از ايشان (خلفاى اموى و عبّاسى) معلوم شود «تا آن گاه كه نور خويش را كامل گرداند ، هر چند كافران، خوش نداشته باشند» .