دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٣
٦٢٣.تنبيه الخواطر : امام زين العابدين عليه السلام فرمود: «من خوش نمى دارم خدا را چنان بپرستم كه مقصودى جز پاداش نداشته باشم تا چونان برده اى باشم آزمند و تسليم كه اگر طمع ورزد ، مى كوشد و گر نه، نه، و خوش نمى دارم خدا را چنان بپرستم كه [مقصودى ]جز هراسِ از كيفر او در سر نداشته باشم تا چونان برده بدكارى باشم كه اگر نهراسد ،گامى بر نمى دارد» . به امام عليه السلام گفته شد : پس چرا خدا را مى پرستى؟ فرمود : «چون او با نواختن و نعمت دادن به من ، شايسته عبادت است» .
٦ / ٤ ـ ٢
سختكوشى اهل بيت عليهم السلام در عبادت
٦٢٤.امام باقر عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در شبى كه بايد نزد عايشه مى بود ، در كنار او بود . عايشه گفت : اى پيامبر خدا! چرا خود را خسته مى كنى ، در حالى كه خداوند ، گناهان گذشته و آينده تو را آمرزيده است؟ فرمود : «اى عايشه! آيا نبايد بنده اى شكرگزار باشم؟!» . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بر سر انگشتان پايش مى ايستاد كه خداوند پاك والا ، اين آيه را نازل فرمود : «طه! ما قرآن را بر تو نازل نكرديم تا در رنج افتى» .
٦٢٥.صحيح البخارى ـ به نقل از عروه ، از عايشه ـ :پيامبر صلى الله عليه و آله آن قدْر شب زنده دارى نمود تا دو پايش ورم كرد . به ايشان گفت[م] : اى پيامبر خدا! چرا چنين مى كنى ، در حالى كه خداوند، گناهان گذشته و آينده تو را آمرزيده است؟ فرمود : «آيا دوست نداشته باشم كه بنده اى شكرگزار گردم؟!» .