دانشنامه قرآن و حديث
 
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص

دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ری‌شهری، محمد - الصفحة ٣٠٧

٨٠٩.الكافى ـ به نقل از عبد اللّه بن بكير، از مردى ـ :ما دسته جمعى به خدمت امام باقر عليه السلام رسيديم و گفتيم : اى پسر پيامبر خدا! ما عازم عراق هستيم . به سفارشى بفرما . امام باقر عليه السلام فرمود : «تواناى شما به ناتوانتان يارى رساند و توانگر شما به تهى دستتان كمك كند . راز ما را فاش نكنيد و امر [امامتِ] ما را بر ملا نسازيد و هر گاه حديثى از ما به شما رسيد ، اگر يك يا دو گواه از كتاب خدا برايش پيدا كرديد ، آن را بپذيريد، و گرنه نسبت به آن درنگ كنيد و بعداً آن را به ما ارجاع دهيد تا [حقيقت ]برايتان روشن شود» .

٨١٠.المحاسن ـ به نقل از خطّاب كوفى و مصعب بن عبد اللّه كوفى ـ :سديرِ صيرفى خدمت امام صادق عليه السلام رسيد ، در حالى كه گروهى از ياران ايشان در محضر ايشان بودند . امام عليه السلام به سدير فرمود : «اى سدير! شيعيان ما همواره [از جانب خداوند]، تحت مراقبت ، محفوظ ، در پناه و مصون خواهند بود ، به شرط آن كه كاملاً مراقب رابطه خود با آفريدگارشان باشند ، نيّتشان در باره امامانشان درست باشد ، به برادرانشان نيكى كنند ، با ناتوانان خود، مهربان باشند و به نيازمندانشان كمك رسانند . ما هرگز به ستم كردن دستور نمى دهيم ؛ بلكه ما شما را به پارسايى، فرمان مى دهيم ، پارسايى ، پارسايى و [نيز] به همدردى ، همدردى با برادرانتان ؛ زيرا از زمانى كه خداوند، آدم عليه السلام را آفريد ، دوستان خدا پيوسته ضعيف نگه داشته شده و در اقليت به سر برده اند» .

٨١١.امام صادق عليه السلام ـ در نامه اى كه به ياران خود نوشت و به آنان دستور داد كه پيوسته آن را مطالعه كنند و در آن بينديشند و از آن مراقبت به عمل آورند و به كارش بندند و آنها نيز اين نامه را در نمازخانه منازل خود مى گذاشتند و بعد از نماز ، در آن تدبّر مى كردند ـ :به نام خداوند بخشنده مهربان. امّا پس از سپاس پروردگار ، از پروردگارتان عافيت بطلبيد و آرام و باوَقار و سنگين باشيد . حيا را از دست ندهيد و از آنچه صُلحاى پيش از شما دورى كرده اند ، دورى كنيد... . مبادا زبان هاى خود را به دروغ و بهتان و گناه و تجاوز بيالاييد ، كه اگر زبان هاى خود را از آنچه خداوند، ناخوش مى دارد و شما را از آن نهى كرده است ، نگه داريد ، براى شما نزد پروردگارتان بهتر است از اين كه زبان هايتان را به آنها بيالاييد ؛ زيرا آلودن زبان به آنچه خداوند، آن را ناخوش مى دارد و از آن نهى فرموده است ، موجب هلاكت بنده نزد خدا و خشم خدا مى گردد و در روز قيامت ، خداوند، او را كر و كور و لال مى گرداند و در نتيجه مصداق اين سخن خداوند مى گرديد كه : «كرند ، لال اند ، كورند . پس به راه نمى آيند» ، يعنى : سخن نمى گويند «و به آنان رخصت داده نمى شود تا عذر [و بهانه ]آورند» . مبادا مرتكب چيزهايى شويد كه خداوند ، شما را از آنها نهى فرموده است . بر شما باد خاموشى ، مگر در آنچه به آخرتتان مربوط مى شود و خداوند به واسطه آنها به شما سود مى رساند و اجر و پاداشتان مى دهد . تا مى توانيد، تهليل (لا إله إلّا اللّه ) و تقديس و تسبيح و ثناى خدا بگوييد و به درگاه او زارى كنيد و به خوبى هايى كه در نزد اوست و هيچ كس نمى تواند اندازه و كنه آنها را معلوم سازد ، رغبت نشان دهيد و با مشغول ساختن زبان خود به اين امور ، آن را از سخنان باطل ـ كه خداوند از آنها نهى فرموده است و براى گويندگانش ، اگر با چنين سخنانى از دنيا بروند و به درگاه خدا توبه نكنند و از آنها دست بر ندارند ، جاودانگى در آتش خواهد بود ـ ، باز داريد. بر شما باد دعا كردن ؛ زيرا مسلمانان با وسيله اى بهتر از دعا و التماس و زارى به درگاه خدا و خواهش از او، به خواست هاى خود از خداوند، دست نيافته اند . به آنچه خداوند، شما را بدانها ترغيب كرده است ، رغبت نشان دهيد و به دعوت خدا در آنچه شما را بِدان فرا خوانده است ، پاسخ دهيد تا رستگار شويد و از عذاب خدا برهيد . زنهار كه نفْس هاى شما آزمند چيزهايى گردد كه خداوند، آنها را بر شما حرام كرده است ؛ چرا كه هر كس آنچه را خداوند در اين دنيا بر او حرام ساخته است ، زير پا نهد ، خداوند، او را از بهشت و نعمت ها و خوشى ها و كرامت هاى آن ـ كه تا ابد الدهر براى بهشتيان پايدار است ـ ، محروم مى گرداند . بدانيد كه بد بهره اى است بهره كسى كه با فرو گذاشتن طاعت خدا و ارتكاب معصيت او ، در برابر خدا خطر مى كند و به خاطر لذّت هاى دنياى ناپايدار و گذرا ، هتك حرمت هاى خدا را بر نعمت هاى جاويدان بهشت و لذّت هاى آن و كرامت بهشتيان، ترجيح دهد ! واى بر اينان! وه كه چه ناكام اند و چه بازگشت زيانبارى دارند و در روز رستاخيز ، چه حال بدى نزد پروردگارشان دارند! به خدا پناه بريد از اين كه شما را به حال و روز اينان در آورد وبه بلايى گرفتارتان كند كه آنها را گرفتار كرده است، كه ما و شما را نيرويى جز از سوى خدا نيست... . خدا را بسيار بخوانيد ؛ زيرا خداوند، دعاى بندگان مؤمن خود را دوست مى دارد و به بندگان مؤمنش وعده اجابت داده است . خداوند ، دعاى مؤمنان را در روز قيامت به عملى تبديل مى كند كه به سبب آن در بهشت بر نعمت هايشان مى افزايد . تا مى توانيد در هر ساعت از ساعات شب و روز، خدا را فراوان ياد كنيد ؛ زيرا خداوند دستور داده است كه او را بسيار ياد كنند و خدا به ياد مؤمنى است كه او را ياد مى كند . بدانيد كه هيچ يك از بندگان مؤمنِ خدا او را ياد نكرد ، مگر اين كه خداوند از او به نيكى ياد كرد . پس در طاعت خدا كوشا باشيد ؛ زيرا به كمترين چيز از خير و خوبى هايى كه نزد خداست ، نتوان رسيد ، مگر با طاعت او و دورى كردن از حرام هايش كه خداوند در ظاهر و باطن قرآن ، آنها را حرام ساخته است . خداوند ـ تبارك و تعالى ـ در كتاب خود، فرموده و سخن او حق است كه : «گناه آشكار و پنهان را رها كنيد» . بدانيد كه هر آنچه خداوند به اجتناب از آن فرمان داده ، بى گمان، آن را حرام كرده است . از شيوه و سنّت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پيروى كنيد و آن را فراچنگ داريد و از خواهش دل و آراى خود، پيروى نكنيد، كه گم راه مى شويد ؛ زيرا گم راه ترينِ مردم از نظر خدا، كسى است كه از دلخواه و رأى خويش پيروى كند ، بى آن كه ره نمودى از جانب خدا داشته باشد . تا مى توانيد به خودتان خوبى كنيد ؛ چرا كه «اگر نيكى كنيد ، به خويشتن نيكى كرده ايد و اگر بدى كنيد ، به زيان خود كرده ايد» ... . اى جماعتى كه خداوند ، نگهبان امور شماست! بر شما باد پيروى از آثار و سنّت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و پيروى از آثار و سنّت پيشوايان هدايتگر از خاندان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ؛ زيرا هر كس به آنها تمسّك جويد ، بى گمان، قدم در راه راست نهاده است و هر كس آنها را فرو گذارد و روى از آنها بر تابد ، گمراه مى شود ؛ چرا كه اينان، همان كسانى هستند كه خداوند به اطاعت و ولايتشان فرمان داده است . پدرمان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرموده است : «مداومت بر عمل، همراه با پيروى از آثار و سنّت ها ، گرچه اندك باشد ، خدا را خشنودتر مى سازد و در آخرت، سودمندتر است تا كوشش در عبادتى كه توأم با بدعت ها و پيروى از هوس ها باشد» . بدانيد كه پيروى از هوس ها و تبعيت از بدعت ها و نداشتن ره نمودى از جانب خدا گم راهى است و هر گم راهى اى، بدعت است و هر بدعتى، در آتش جاى دارد . هرگز به چيزى از خوبى هايى كه نزد خداست ، نتوان رسيد ، مگر به واسطه طاعت او و شكيبايى و خرسندى ؛ زيرا شكيبايى و خرسندى [نيز] در زمره طاعت از خداست . بدانيد كه هرگز بنده اى از بندگان او (خدا) ايمان نياورده است ، مگر اين كه در آنچه خدا با او مى كند ، چه خوشايند او باشد يا ناخوشايندش ، از خدا خرسند باشد ، و خداوند براى كسى كه شكيبا و از او خرسند باشد ، كارى خوشايند يا ناخوشايند پيش نمى آورد، مگر آنچه را كه شايسته و خير و صلاح اوست . بر شما باد مواظبت بر نمازها و [بويژه] نماز ميانه [١] و خاضعانه براى خدا به پا خيزيد كه خداوند در كتاب خود ، مؤمنان پيش از شما و شما را به اين ، فرمان داده است . مسلمانان مستمند را دوست بداريد ؛ زيرا هر كس آنان را تحقير كند و بر ايشان بزرگى فروشد ، بى گمان، از دين خدا منحرف شده است و خداوند ، او را تحقير مى كند و او را منفور مى دارد . پدرمان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرموده است : «پروردگارم مرا به دوست داشتن مسلمانان مستمند، فرمان داده است . بدانيد كه هر كس يكى از مسلمانان را حقير شمارد ، خداوند ، نفرت و تحقير خود را بر او مى افكند تا اين كه مردم از او كينه و نفرت به دل گيرند و البتّه كينه و نفرت خدا سخت تر است . در باره برادران مسلمان مستمند خود، از خدا بترسيد ؛ زيرا آنان اين حق را بر گردن شما دارند كه دوستشان بداريد» . خداوند ، پيامبر خود را به دوست داشتن ايشان فرمان داده است . بنا بر اين ، هر كس كسى را كه خداوند به دوست داشتن او فرمان داده است ، دوست ندارد ، بى گمان، خدا و پيامبر او را نافرمانى كرده است و هر كس خدا و پيامبرش را نافرمانى كند و با اين نافرمانى از دنيا برود ، در زمره گم راهان است . از غرور و كبر بپرهيزيد ؛ زيرا كبر، رداى خداوند عز و جل است و هر كه بر سر اين ردا با خدا كشمكش كند ، خداوند، او را در هم مى شكند و روز قيامت، خوارش مى گرداند . زنهار از زورگويى و تعدّى به يكديگر، كه اين خصلت از خصلت هاى مردمان صالح نيست . هر كه تعدّى كند ، خداوند، زورگويى او را به خودش بر مى گرداند و يارى خدا نصيب كسى مى شود كه به او زورگويى شده است و هر كه خدا يارى اش رساند ، چيره مى گردد و از جانب خدا به پيروزى دست مى يابد . زنهار از حسد ورزيدن به يكديگر، كه كفر ، ريشه اش حسادت است ! زنهار از يارى رساندن بر ضدّ مسلمانى ستم ديده كه اگر نفرينتان كند ، نفرينش در حقّ شما مستجاب مى شود ! پدرمان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى فرمود : «دعاى مسلمان ستمديده مستجاب مى شود» . به يكديگر يارى رسانيد ؛ زيرا پدرمان رسول خدا صلى الله عليه و آله مى فرمود : «يارى رساندن به مسلمان، از يك ماه روزه گرفتنِ همراه با اعتكاف در مسجد الحرام ، بهتر و اجرش بيشتر است» . مبادا بر هيچ كس از برادران مسلمان تنگ دست خود ، در خصوص طلبى كه از او داريد و از عهده پرداختنش بر نمى آيد ، فشار آوريد ؛ زيرا پدرمان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى فرمود : «مسلمان نبايد بر [در ستاندن طلب خود] مسلمان بدهكارِ تنگ دست سختگيرى كند و هر كس بدهكار تنگ دستى را مهلت دهد ، خداوند ، او را در آن روزى كه سايه اى جز سايه او نيست ، در سايه اش پناه مى دهد...» . بدانيد كه اسلام، همان تسليم [در برابر خدا و پيامبر او و اولو الأمر و اطاعت از فرامين آنها] و تسليم، همان اسلام است . پس هر كه تسليم باشد ، مسلمان است و هر كه تسليم نباشد ، اسلامى ندارد . هر كه دوست دارد كه در نيكى كردن به خود بكوشد ، بايد از خدا اطاعت كند ؛ زيرا هر كه از خدا اطاعت كند ، بى گمان، در نيكى كردن به خويش كوشيده است . زنهار از اين كه مرتكب معاصى خدا شويد ؛ زيرا هر كس با معاصى خدا ، هتكِ حرمت كند و مرتكب آنها شود ، هر آينه در بدى كردن به خويشتن كوشيده است و نيكى كرد�� و بدى كردن ، حالت ميانه ندارند . پس نيكوكاران در نزد پروردگارشان ، بهشت و بدكرداران در نزد پروردگارشان دوزخ دارند . پس طاعت خدا را به كار بنديد و از معاصى او دورى كنيد . بدانيد كه هيچ يك از آفريدگان خدا ، نه فرشته اى مقرّب و نه پيامبرى مرسل و نه جز اينها نمى توانند براى شما در پيشگاه خدا كارى بكنند . پس هر كس دوست دارد كه شفاعت شفاعت كنندگانِ نزد خدا ، او را سود بخشد ، از خدا بخواهد كه از او خشنود گردد . بدانيد هيچ يك از آفريده هاى خدا به خشنودى او دست نيافت ، مگر به اطاعت از خدا و اطاعت از پيامبر او و اطاعت از اولو الأمر از خاندان محمّد ـ كه درودهاى خدا بر آنان باد ـ ، و نافرمانى از آنان را نافرمانى از خدا بداند و فضايل آنان را از كوچك و بزرگ ، انكار نكند . از خدا عافيت طلب كنيد و آن را با التماس از او بخواهيد و هيچ نيرو و توانى نيست ، مگر از سوى خدا . نفْس را بر [تحمّل] بلا [و آزمايش هاى الهى] در دنيا شكيبا سازيد ؛ زيرا كه بلاهاى پياپى در دنيا و سختى چشيدن در راه طاعت خدا و ولايت او و ولايت كسانى كه خداوند به [پذيرش ]ولايتشان فرمان داده است ، فرجامش نزد خداوند در آخرت ، بهتر از مُلك دنيايى است كه نعمت ها و لذّت ها و خرّمىِ عيش آن براى روزگارى دراز استمرار يابد ؛ امّا در راه معصيت خدا و در ولايت آن كسى باشد كه خداوند از ولايت و فرمانبرى اش نهى فرموده است . خداوند به [پذيرش] ولايت پيشوايانى فرمان داده كه در كتاب خود به آنها اشاره كرده و فرموده است : «و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما رهبرى مى كردند» . اينان ، همان كسانى هستند كه خداوند به ولايت آنان و فرمانبرى از آنان دستور داده است و كسانى كه خداوند از ولايت آنان و فرمانبرى شان نهى فرموده است ، در واقع ، همان پيشوايان گم راهى اند ... . بدانيد كه خداوند ، هر گاه خير بنده اى را بخواهد ، تاب تحمّل اسلام را بدو مى دهد و هر گاه اين [نعمت] را به او دهد ، زبانش را به حق گويا مى سازد و دلش را بر آن گره مى زند و در نتيجه حق را به كار مى بندد . پس هر گاه خداوند ، اين صفات را در او گرد آورد ، اسلامش كامل است و اگر با چنين حالى از دنيا برود ، نزد خدا از مسلمانان راستين به شمار مى آيد . و امّا هر گاه خداوند ، خير بنده اى را نخواهد ، او را به خودش وا مى نهد و سينه اش تنگ و بى تحمّل مى خواهد بود ، به طورى كه اگر حقّى بر زبانش جارى شود ، دلش با آن گره نمى خورد [و قلباً بِدان عقيده نخواهد داشت] و هر گاه دلش با آن گره نخورد ، خداوند ، عمل به آن را به او عطا نمى كند . پس هر گاه چنين صفاتى در وجود او گرد آيد و با چنين حالى از دنيا برود ، نزد خداوند از منافقان به شمار مى آيد و آنچه از حقيقت كه بر زبانش جارى گشته و خداوند، [توفيق ]اعتقاد بِدان و به كار بستنش را به او نداده است ، در روز قيامت، حجّتى به زيان وى مى گردد . بنا بر اين ، از خدا بترسيد و از او بخواهيد كه سينه هاى شما را براى اسلام فراخ گرداند و زبان هايتان را تا زنده هستيد ، به حق گويا سازد و آخرت شما را آخرت شايستگان پيش از شما قرار دهد . هيچ نيرويى جز از سوى خدا نيست و ستايش از آنِ خداوند پروردگار جهانيان است . هر كس خوش دارد كه بداند خداوند، او را دوست مى دارد ، بايد طاعت خدا را به كار بندد و از ما پيروى كند . مگر نشنيده است اين سخن خداى عز و جل به پيامبرش را كه : «بگو : اگر خدا را دوست مى داريد ، از من پيروى كنيد تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشايد» ؟ به خدا سوگند ، هيچ بنده اى هرگز از خدا اطاعت نمى كند ، مگر اين كه خداوند، پيروى از ما را در اين اطاعت او جاى داده است . به خدا سوگند ، هيچ بنده اى هرگز از ما پيروى نمى كند ، مگر اين كه خداوند، او را دوست بدارد . به خدا سوگند ، هيچ كس پيروى از ما را فرو نمى گذارد ، مگر اين كه با ما دشمنى كرده باشد . به خدا سوگند ، هيچ كس نيست كه با ما دشمنى ورزد ، مگر اين كه خدا را نافرمانى كرده است و هر كس با نافرمانى خدا از دنيا رود ، خداوند، رسوايش مى كند و او را در آتش، سرنگون مى سازد . سپاس، خداى را كه پروردگار جهانيان است .


[١] نماز عصر، و به احتمالى، نماز ظهر.