دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٩
٤ / ٢ ـ ٧
آگاهى از مرگ و ميرها و بلايا
٤٨٩.امام على عليه السلام : ما خاندانى هستيم كه آگاهى از مرگ و ميرها و بلاها و نَسَب ها را به ما آموخته اند . به خدا سوگند ، اگر كسى از ما بر سر پُلى بايستد و اين امّت، همگى بر او عرضه شوند ، اسم و نسب همه ايشان را به آنها مى گويد .
٤٩٠.امام زين العابدين عليه السلام : آگاهى از مرگ و ميرها و بلاها و سخن انجامين و نَسَب هاى عرب و زادگاه اسلام، نزد ماست .
٤٩١.الكافى ـ به نقل از اسحاق بن عمّار ـ :شنيدم كه عبد صالح (امام كاظم عليه السلام ) خبر مرگ مردى را بدو مى دهد . با خود گفتم : او مى داند شيعه او كِى مى ميرد؟! ايشان با چهره اى تقريباً خشمگين به من نگريست و فرمود : «اى اسحاق! رُشَيد هَجَرى از مرگ و ميرها و بلاها آگاهى داشت. امام كه به داشتن اين علم، سزاوارتر است!» . سپس فرمود : «اى اسحاق! كارهاى خود را بكن كه عمرت تمام شده است و تا دو سال ديگر خواهى مُرد و طولى نمى كشد كه پس از تو برادران و خانواده ات پراكنده مى شوند و به يكديگر خيانت مى ورزند، تا جايى كه دشمنانشان شاد مى شوند . آيا اين ، از خاطرت گذر كرده بود؟». گفتم : از آنچه در دلم گذشت ، از خداوند، طلب آمرزش مى كنم . پس از اين مجلس ، طولى نكشيد كه اسحاق مُرد و اندكى بعد ، خاندان عمّار ، دست نياز به سوى اموال مردم بردند و كارشان به ورشكستگى كشيد .