دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٣
٧٧٩.الكافى ـ به نقل از عبيد بن ابى عبد اللّه بغدادى، از كسى كه به او خبر داد ـ :ميهمانى بر امام رضا عليه السلام وارد شد . شب ، نزد امام عليه السلام نشسته بود و امام عليه السلام با او سخن مى گفت كه چراغ دگرگون شد و مَرد ، دست خود را دراز كرد تا آن را درست كند . امام عليه السلام مانع او شد و خود ، در درست كردن آن، پيش دستى كرد و سپس به او فرمود : «ما جماعتى هستيم كه از مهمانانمان كار نمى كشيم» .
٧٨٠.عيون أخبار الرضا عليه السلام ـ به نقل از ابراهيم بن عبّاس ـ :هرگز نديدم كه امام رضا عليه السلام با سخنى بر كسى درشتى كند و نديدم كه سخن كسى را قطع كند تا وقتى كه گوينده از كلام، فارغ گردد و هيچ كس را در نيازى كه توان بر آوردنش را داشت ، پس نمى زد و هرگز در حضور كسى، پاى خود را دراز نمى كرد و در برابر هم نشينش تكيه نمى داد و نديدم كه به يكى از وابستگان يا غلامانش دشنام دهد و نديدم كه آب دهان بيندازد و هرگز نديدم كه در خنده خود، قهقهه كند و خنده اش لبخندى بيش نبود . هر گاه تنها مى شد و سفره گسترده مى گشت ، وابستگان و غلامان ، حتّى دربان و مهترِ اسبان را نيز بر سر سفره مى نشاند . در شب ، كم خواب و بيدارى اش فراوان بود . بيشتر شب ها را تا صبح ، زنده مى داشت و فراوان روزه مى گرفت و در سه روز از ماه ، روزه را از دست نمى داد و مى فرمود : «اين، روزه روزگار است» . فراوان احسان مى كرد و پنهانى صدقه مى داد و بيشتر آن در شب هاى تاريك بود . هر كه گمان كرد نظير ايشان را در فضيلت ديده است ، باور مكن .
٧٨١.امام هادى عليه السلام - در زيارت جامعه كه امامان عليهم السلام را با آن زيارت مى كنند ـ :سخن شما نور و فرمان شما هدايت و سفارش شما تقوا و كار شما خير و عادت شما احسان و سرشت شما بخشندگى و شأن شما حق و راستى و نرم خويى است .