دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٧
٧٦٧.الاحتجاج ـ به نقل از مصعب بن عبد اللّه ـ :آن گاه كه مردم ، حسين عليه السلام را احاطه كردند ، امام عليه السلام بر اسبش سوار شد و از مردم خواست بدو گوش فرا دهند . او خدا را حمد و ثنا كرد و سپس فرمود : «هان! اين حرام زاده فرزند حرام زاده، مرا ميان درگيرى و خوارى، مخيّر كرده است. هيهات از من كه چنين كنم و هيهات از ما كه تن به خوارى بسپاريم! خدا و پيامبر او و مؤمنان و مادران و پدران پاكمان اِبا دارند از اين كه ما فرمانبرى از پَستان را بر مرگى بزرگوارانه ترجيح دهيم» .
٧٦٨.امام زين العابدين عليه السلام : خداوند متعال به ما بردبارى و دانش و دليرى و سخاوت و مِهرِ در دل مؤمنان را ارمغان داده است .
٧٦٩.علل الشرائع ـ به نقل از ابو بصير ـ :به امام باقر عليه السلام گفتم : آيا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از تنگ چشمى ، [به خدا ]پناه مى بُرد؟ فرمود : «آرى ، اى ابو محمّد! هر بام و شام. ما نيز از تنگ چشمى به خدا پناه مى بريم . خداوند مى فرمايد : «و هر كه از بخل خويش در امان مانده باشد ، آنان اند كه رستگاران اند» » .
٧٧٠.امام صادق عليه السلام : ما خاندانى هستيم كه هر گاه خيرى در كسى سراغ داشته باشيم ، گفته هاى مردم ، اين خير را از نظر ما نمى بَرد .
٧٧١.الأمالى، صدوق ـ به نقل از حريز بن عبد اللّه يا ديگرى ـ :جماعتى از جُهينه بر امام صادق عليه السلام وارد شدند. امام عليه السلام از آنها پذيرايى كرد و چون آهنگ رفتن كردند ، ايشان براى آنها توشه گذارد و صله و عطايشان داد و به غلامان خود فرمود : «از آنها كناره بگيريد و يارى شان نرسانيد» . چون ميهمانان از كارشان آسوده شدند ، براى خداحافظى خدمت امام عليه السلام رسيدند و به ايشان گفتند : اى فرزند پيامبر خدا! پذيرايى كردى و نيكو ميهمان نواختى و بخشش فراوان كردى . آن گاه به غلامانت دستور دادى ما را در [آمادگى براى ]رفتن ، يارى نرسانند؟! فرمود : «ما خاندانى هستيم كه ميهمانانمان را در رفتن از نزد خود ، يارى نمى رسانيم» .