دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٣
٧١٨.الكافى ـ به نقل از ابو عمرو شيبانى ـ :امام صادق عليه السلام را ديدم كه بيلى در دست و جامه اى زبر بر تن دارد و در باغ خود، مشغول كار است و عرق از پشتش مى ريزد . گفتم : قربانت گردم! اجازه بده من اين كار را برايَت انجام دهم . فرمود : «من دوست دارم انسان ، در طلب معاش ، خود را در گرماى آفتاب به رنج اندازد» .
٧١٩.الكافى ـ به نقل از عبد الأعلى، وابسته خاندان سام ـ :در روزى از روزهاى بسيار گرم تابستان ، با امام صادق عليه السلام رو به رو شدم . گفتم : قربانت گردم! وضع تو در درگاه خداوندى و خويشاوندى ات با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله چنين است ؛ ولى با اين حال ، در چنين روزى، خود را به سختى مى افكنى؟! امام عليه السلام فرمود : «اى عبد الأعلى! در طلب روزى بيرون آمده ام تا از امثال تو بى نياز باشم» .
٧٢٠.الكافى ـ به نقل از ابو حمزه ـ :امام كاظم عليه السلام را ديدم كه در زمينش كار مى كرد و دو پايش خيس عرق شده بود . گفتم : قربانت گردم! مَردانت كجا هستند؟ فرمود : «اى على! كسانى با دستشان در زمينِ خود كار كرده اند كه از من و پدرم بهتر بودند» . گفتم : آنها چه كسانى بودند؟ فرمود : «پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، امير مؤمنان عليه السلام و پدرانم، همگى با دست خويش كار مى كرده اند . اين ، كارِ پيامبران و فرستادگان و جانشينان و نيكان است» .
٦ / ٧
روش اهل بيت عليهم السّلام در بخشش و صله
٧٢١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : ما از بيم آن كه مستحق را رد نكرده باشيم ، به غير مستحق هم مى بخشيم .