سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٩٨
كرده است كه رسول خدا (ص) اگر به مردى نظر مىكرد و خوشايند او بود، مىپرسيد: «كارى دارد؟» اگر پاسخ منفى بود، مىفرمود: «از چشمم افتاد!» وقتى علت را مىپرسيدند، مىفرمود: «مؤمن وقتى حرفهاى نداشته باشد با (هزينه كردن) دينش ارتزاق مىكند.» «١» اميرمؤمنان (ع) فرمود: «خداوند به حضرت داوود (ع) وحى كرد كه تو بنده خوبى هستى جز آنكه از بيت المال ارتزاق مىكنى وخود، كارى نمىكنى.
حضرت داوود نگران و گريان شد. آن گاه خداوند صنعت زره سازى را به او آموخت. از آن پس زره مىساخت و امرار معاش مىكرد و از بيت المال بى نياز شد. «٢» تلاش بىوقفه بزرگان معصوم (ع) كار و فعاليت را وظيفه خويش مىدانستند و در كنار هدايت و رهبرى مردم- كه خود ارزشمندترين كار است- از كارهاى مفيد و خداپسند دريغ نمىكردند و از بيكارى به شدت گريزان بودند و از لحظه لحظه عمر خويش بيشترين بهره را مىبردند و دنيا را تجارتخانهاى مىدانستند كه بايستى هر چه بهتر در آن به كسب و كار پرداخت:
انَّ الدُّنيا ... دارُ غِنًى لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنها ... وَ مَتْجَرُ اوْلِياءِ اللَّهِ اكْتَسَبُوا فيهَا الرَّحْمَةَ وَ رَبِحُوا فيهَا الْجَنَّةَ. «٣» همانا دنيا سراى بى نيازى است براى كسى كه از آن توشه گيرد و سودا سراى اولياى خدا است كه در آن رحمت را فرا چنگ آورند و بهشت را بهره برند.