سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٨٢
تأسى كردند و تاريخ هرگز سراغ ندارد كه جانشينان معصوم پيامبر به دنيا روى آورده باشند يا ساده زيستى را از كف داده باشند. امام باقر (ع) درباره اميرمؤمنان (ع) مىفرمايد:
پنج سال حكومت كرد؛ ولى هرگز براى خود آجرى بر آجر يا خشتى بر خشت ننهاد. زمين را فرا چنگ نياورد و زر و سيما نيندوخت. «١» روزى فاطمه زهرا (س) پيش پيامبر (ص) آمد. چادرى بر سر داشت كه دوازده جاى آن وصله داشت. سلمان با ديدن چادر به گريه افتاد و گفت:
«چه غمناك است كه قيصر و كسرى در ديبا و حرير زندگى مىكنند؛ ولى دختر پيامبر چنين رختى بر تن دارد!» فاطمه گفت: «اى پدر! سلمان از لباس من شگفت زده شده است! به خدا سوگند در پنج سال گذشته ما شبها بر پوست گوسفندى خوابيدهايم كه روز علف شتر بر آن مىريزيم و بر بالشى سر مىنهيم كه در آن برگ خرما ريختهايم.» «٢» نقل كردهاند على پسر جذعان گفته است: امام حسن مجتبى از شدت زهد و بىرغبتى به دنيا سه بار همه اموال خود را با فقرا تقسيم كرد. «٣» سفيان ثورى مىگويد: روزى به محضر امام صادق (ع) شرفياب شدم.
ديدم لباس فاخرى بر تن دارد. با شگفتى به لباس خيره شدم و گفتم: «اى پسر پيامبر! پوشيدن چنين لباسى در خاندان شما رسم نيست.» امام فرمود: «روزگار پيش، زمانه فقر و تنگدستى بود؛ ولى امروزه گشايش حاصل شده است.» آن گاه جبّه خويش را كنار زد. ديدم لباس خشن و بى ارزشى زير آن