سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٧٩
زدند و والى مدينه و بنى اميه را از شهر بيرون راندند. در آن ميان مروان حكم- كه از مخالفان اهل بيت بود- از عبداللَّه بن عمر خواست كه به خانوادهاش پناه دهد؛ ولى نپذيرفت. مروان اين درخواست را با امام سجاد (ع) در ميان گذاشت و امام پذيرفت و همسر مروان- عايشه دختر عثمان- را همراه خانواده خويش به مزرعه ينبع در خارج مدينه فرستاد تا آرامش به شهر بازگشت. «١» ٢- اگر خدمترسانى و خير مردم نياز به شفاعت و واسطهگرى داشت و از دست خودشان خارج بود، معصومين (ع) ابايى نداشتند كه واسطه خير شوند و مشكل مسلمانى را آسان نمايند. شخصى از اهالى رى گفته است: در زمان حكومت يحيى بن خالد ماليات فراوانى بر من بسته بودند كه توانايى پرداخت آن را نداشتم و احتمال داشت كه اموالم مصادره و خود نيز زندانى شوم.
چارهام را در اين يافتم كه به محضر امام زمانم حضرت موسىبن جعفر شرفياب شوم و از ايشان استمداد جويم. امام (ع) نيز درخواستم را اجابت كرد و نامهاى به والى رى مرقوم فرمود با اين مضمون كه اگر كسى خدمتى به برادر خويش كند يا آن را شاد نمايد، مورد عنايت قرار مىگيرد. والى با مشاهده نامه امام آن را بوسيد و بر چشم نهاد و علاوه بر بخشش ماليات ياد شده، اموال بسيارى نيز به من بخشيد. «٢»