سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٠٧
از مقام خلافت و امامت ظاهرى نه تنها مايه شقاق و درگيرى و خونريزى مسلمانان از طرف آن حضرت نگرديد، بلكه امام (ع) با وجود بحثها و احتجاج و انتقاد در مواقع مناسب و حساس، براى حفظ اساس اسلام در كارهاى دينى و سياسى- اجتماعى به خلفا كمك مىكرد، تا وجود اسلام به مخاطره نيفتاده، به نيستى كشانده نشود.
اينك به بيان گوشهاى از رفتار امام على (ع) با خلفاى سهگانه مىپردازيم:
الف- با خليفه اوّل پس از رحلت پيامبر (ص) و پيش آمدن جريان «سقفيه» كه در نتيجه آن ابوبكر به عنوان خليفه مسلمانان، انتخاب شد.
اميرمؤمنان (ع) مدت كوتاهى از بيعت با ابوبكر خوددارى كرد، ولى سرانجام با نظر بلندى كه داشت به خاطر حفظ اساس اسلام با وى بيعت كرد، چنان كه حضرت اين سرگذشت را در نامه خود اينگونه بيان مىدارد:
... چون پيغمبر از دنيا رفت بعد از وى مسلمانان در كار زمامدارى با يكديگر به كشمكش پرداختند. به خدا سوگند در دلم نمىگذشت و به ذهنم خطور نمىكرد كه عرب، امر حكومت را از من بگرداند، مرا به شگفت نياورد، مگر روى آوردن و شتافتن مردم به سوى ابوبكر. از اين رو، از بيعت با او خوددارى كردم و ديدم كه من از ديگران به مقام محمد (ص) در ميان مردم، سزاوارترم، از اين رو، تا مدّتى كه خواست خدا بود درنگ نمودم، تا اينكه ديدم گروهى از مردم، مرتد شده، از اسلام برمىگردند، و (مردم را) به نابودى دين محمّد (ص) و آيين ابراهيم (ع) دعوت مىكنند، ترسيدم كه اگر به يارى اسلام و مسلمانان نشتابم، شكاف و ويرانى بزرگى در اسلام، پديد بيايد كه مصيبت آن بزرگتر از فوت ولايت و سرپرستى كار شما باشد كه كالاى چند روز اندك