سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٨٠
ابريشم و حرير مىخوابند و شما بر تكّهاى حصير؟!» رسول خدا (ص) فرمود:
«به خدا كه من از آنان برتر و گرامىترم؛ ولى مرا با دنيا چكار؟ حكايت دنيا، حكايت آن سوارى است كه در راه به درختى مىرسد و زير سايه آن لختى مىآسايد و آن گاه كه سايه به سويى ديگر مىرود سوار نيز كوچ مىكند و درخت و سايه را رها مىكند.» «١» ديگر اينكه آنان مسئوليت ارشاد و رهبرى مردم را بر دوش دارند و اين مسئوليت، آنان را از زندگى همراه با رفاه و آسايش باز مىدارد؛ چنان كه حضرت نوح (ع) فرمود:
خدايا! من مردم خويش را شب و روز به سوى تو خواندم؛ ولى دعوت من جز بر فرار آنان [از حق] نيفزود. «٢» رسول خدا (ص) درباره ضرورت زهد در رهبران الهى مىفرمايد:
اى على! خداوند تو را زينتى بخشيده است كه هيچ بندهاى را به بهتر از آن زينت نبخشيده است و آن زهد در دنيا است. تو را به گونهاى در آورده است كه به متاعى از دنيا دست نمىبرى و دنيا نيز نصيبى از تو نمىبرد. خداوند دوستى بينوايان را به تو بخشيده است. آنان به امامت تو دلشادند و توبه پيروى آنان خشنودى. «٣» جلوههايى از زهد معصومين قرآن مجيد درباره عظمت روحى و اخلاقى پيامبر (ص) مىفرمايد: