سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٩٠
صادق (ع) را كرد، گاه و بىگاه، افرادى را به سراغ آن حضرت مىفرستاد و ايشان را به قصد كشتن، به مركز حكومت خود احضار مىكرد، ولى هر بار كه آن حضرت حضور مىيافت، ابهت، معنويت و بزرگوارى آن حضرت مانع از آن مىشد كه خليفه بديشان اهانت نموده يا آزارى برساند، بلكه هر بار از امام (ع) عذر خواهى كرده و با عِزّت و احترام آن حضرت را به منزل باز مىگرداند. «١» ب- در كارهاى شخصى بديهى است كه هر فردى از انسانها بايد بعضى از كارهاى زندگى را شخصاً به عهده بگيرد و آن را بر دوش ديگران نگذارد و گرنه علاوه بر اينكه سربار ديگران محسوب مىشود، خمود، تنبل و آسيب پذير نيز بار مىآيد.
همين طور درخواست كمك از ديگران براى انجام امور شخصى، شخصيت انسان را نزد ديگران پست مىسازد. روشن است كه چنين حالتى هرگز در وجود مردان الهى راه ندارد.
معصومين (ع) تا آنجا كه به انجام وظايف اجتماعىشان لطمه وارد نشود، كارهاى شخصى را بدون درخواست كمك انجام مىدادند و دخالت ديگران را نمىپسنديدند.
در يكى از سفرها وقتى كاروان پيامبر (ص) و يارانش فرود آمد، جملگى به سوى آب روان شدند تا مقدّمات برپايى نماز را تدارك ببينند. اصحاب پس از چند قدم، متوجّه شدند كه پيامبر (ص) برگشت و به سوى مركب خود رفت و زانوى آن را بست و بازگشت. عده زيادى گفتند: