سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٥٣
در روزگار خلافت اميرمؤمنان (ع)، ده نفر مدّعى شدند كه حضرت على (ع) خدا است. امام آنان را احضار كرد و خواست كه توبه كنند و از اين انديشه نابخردانه دست كشند؛ ولى نپذيرفتند. امام نيز فرمان داد آنان را به طرزى فجيع به قتل برسانند. «١» ٣- تضعيف تبهكاران هرگونه ناسازگارى با خواست عقل و دستورهاى شرع، گونهاى ستم است و ستمگر گويى كسى است كه در رودخانه آفرينش بر خلاف جهت آب شنا مىكند. وظيفه خردمندان و دينداران اين است كه با ستمگران به مخالفت برخيزند و اجازه ندهند نظم و آرامش آفرينش دستخوش هواهاى نفسانى شود و عدالت و قانون به سخريّه گرفته شود. اين راهبرد اجتماعى و اخلاقى در اسلام نهادينه شده و به عنوان اصل بسيار مهم «امر به معروف و نهى از منكر» نمود يافته است. رهبر، دولت و امت اسلامى در هر شرايطى موظف به اجراى آن هستند و همان گونه كه خدا بر اساس غيرت، زشتىهاى ظاهر و نهان را تحريم فرموده است، بندگان خدا نيز بايد از روى غيرت با هر گونه زشتى و پليدى به مبارزه برخيزند و حضرات معصوم (ع) سرآمد ناهيان از منكرند و هيچ گاه از اين وظيفه الهى- كه از غيرت دينى آنان سرچشمه مىگيرد- چشم نمىپوشند.
نقل است كه يكى از شيعيان، به امام صادق (ع) بسيار علاقه داشت و بيش از ديگران امام را همراهى مىكرد. همو روزى همراه غلام خويش با امام صادق (ع) بود كه به بازار رسيدند. غلام مشغول تماشاى اجناس شده