سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٨٩
كوهى مقاوم در برابر همه گردبادهاى سهمگين كه با شكلهاى مختلف از سوى خلفا مىوزيد، از حريم اسلام دفاع كردند و هرگز اجازه ندادند كه عزّت و ارجمندى اولياى الهى و مؤمنان واقعى خدشهدار شود و بر عكس، اين دشمن بود كه در ميدان مبارزه با آنها ننگ و ذلت ابدى را به دست مىآورد. تا آنجا كه سرور شهيدان و سالار بهشتيان، پرچم عزّت، مناعت، مردانگى و شرف اهل بيت را براى هميشهدر بلندترين قلّههاى آزاد مردى و حرّيت يعنى شهادت به اهتزاز درآورد و نقش و زمينه اين تابلو را با خونهاى مقدس خود و يارانش ترسيم كرد. او به يزيد و يزيد منشان اعلام كرد:
هَيْهاتَ مِنَّا الدَّنيَّةُ يَأْبى ذلِكَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ حُجُورٌ طابَتْ وَ انُوفٌ حَمِيَّةٌ وَ نُفُوسٌ ابيَّةٌ وَ انْ نُؤْثِرَ طاعَةَ اللِّئامِ عَلى مَصارِعِ الْكِرامِ «١» خوارى از ما دور است و خدا، پيامبر، مؤمنان، دامنهاى پاك و منزّه، انسانهاى با غيرت و اشخاص آزادمنش نيز ما را منع مىكنند از اينكه فرمانبرى پَستان را بر قتلگاه كريمان، ترجيح دهيم.
جالب اين است كه امام حسين (ع) عزّت و سرافرازى را به عنوان خميره و سرشت ذاتى براى اهل بيت (ع) اثبات مىكند و به عبارت ديگر لازمه امامت و جانشينى پيامبر بودن، عزّت و شرافت است و چنين روحيهاى در فرد فرد امامان (ع) به شكل چشمگيرى وجود داشت، بگونهاى كه سفّاكترين دشمنانشان هم جرأتكوچكترين اهانت را به ساحت مقدسشان نداشتند و تمام آنها به آخرين حربه، كه همانا كشتن با زهر يا شمشير بود، متوسّل مىشدند كه با آوردن يك نمونه اين بخش را به پايان مىبريم:
منصور دوانقى، خليفه خونخوار عباسى، بارها قصد جان حضرت