سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٢٨
دلسوز نباشد. اين ويژگى در بزرگان معصوم عليهم السلام بسيار برجسته است. آنان از ژرفاى دل، امت اسلامىرا دوست دارند و از هيچ فداكارى و پاكبازى و رنجى در راستاى سعادت و خوشبختى آنان دريغ نمىورزند. در غم و شادى و سختى و راحتى شريك مردمند و در جنگ و صلح و فراز و نشيب زندگى آنان را همراهى مىكنند.
رسول خدا (ص) پيوسته به ياد اصحاب خود بود و از آنان دلجويى مىكرد. اگر كسى را سه روز نمىديد، از ديگران دربارهاش مىپرسيد. اگر به سفر رفته بود، برايش دعا مىكرد و اگر در وطن بود، به ديدنش مىرفت و اگر بيمار مىشد، از او عيادت مىكرد. «١» روزى اميرمؤمنان (ع) كنار خانه كعبه، جوانى را ديد كه دستش از كار افتاده و از خدا مىخواهد كه سلامت را به دستش بازگرداند، امام او را خواست و دعايى به وى آموخت و او پس از خواندن آن دعا شفا يافت. «٢» از امام مجتبى (ع) نقل كردهاند: يك شب جمعه ديدم كه مادرم تا سپيده صبح در حال پرستش و نيايش است و مردان و زنان مؤمن را نام مىبرد و برايشان از خدا آمرزش مىطلبد؛ ولى براى خود هيچ نمىخواهد. گفتم: «مادرم! چرا براى خود دعا نمىكنى؟» فرمود: «پسرم! همسايگان مقدمند.» «٣» روايت است كه حضرت سيدالشهدا (ع) به عيادت اسامه پسر زيد رفت و شنيد كه از بدهكارى رنج مىبرد. امام همان دم فرمان داد بدهكارى او را- كه شصت هزار درهم بود- پرداخت كردند و او را از نگرانى رهايى بخشيد. «٤»