سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٠٣
بازار مسلمانان به كار مىانداختند. محمد بن حذافر مىگويد: امام صادق (ع) هزار و هفتصد دينار به من پرداخت و فرمود: «با آن تجارت كن». سپس افزود: «من اشتياقى به سود اين پولها ندارم، گرچه افزايش سرمايه، پسنديده است؛ اما دوست دارم خداوند ببيند كه من درصدد كسب نعمتهاى او هستم.» «١» در اين جا دو نكته يادكردنى است:
١. بزرگان معصوم، هر كارى را با جديت و كيفيت عالى انجام مىدادند و سستى و اهمال و مسامحه در كارهاى آنان راه نداشت و آن را محكم و بدون نقصى انجام مىدادند و سرمشق وجدان كارى بودند. در روايتى از امام صادق (ع) آمده است كه فرمود:
رسول خدا شخصاً تدفين صحابى گرانقدر- سعد بن معاذ- را به عهده گرفت، داخل قبر او شد و با سنگ و گل و لاى درزهاى خشتهاى لحد را مسدود كرد. پس از آنكه خاك ريخت و قبر را پر كرد، فرمود:
من به نيكى مىدانم كه اين قبر به زودى فرسوده مىشود و آسيب مىبيند، ولى خدا دوست دارد كه بندهاش هر كارى را محكم انجام دهد. «٢» ٢. رهبران مع سيره اخلاقى معصومين ١١٠ ج - نظم هدايتى ص : ١١٠ صوم احترام ويژهاى براى كارگر قائل بودند و شعارشان اين بود كه «حق كارگر پيش از خشك شدن عرقش بايد پرداخت گردد.» شعيب مىگويد: چند كارگر را اجير كرديم تا در بوستانى كه از آن امام صادق (ع) بود كار كنند. به محض اينكه عصر شد و آنان دست از كار كشيدند، امام به معتب فرمود:
«پيش از خشك شدن عرقشان، مزدشان را بپرداز.» «٣»