سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٤٩
١- در مصاف براندازان كافران، مشركان و معاندان هيچ گاه بر نمىتابند كه دين در صحنه زندگى حضور مؤثر يابد؛ چرا كه آن را با ولنگارى، عيّاشى و خودخواهىهاى خويش ناسازگار مىبينند. از اين رو، هميشه مىكوشند دين و دينداران را به انزوا اندازند يا به كلى نابود سازند. از اين رهگذر، همواره جنگ و مصاف ميان دو اردوگاه حق و باطل داير بوده است. خود كامگان ستمگرانه بر مؤمنان حق پرست تاختهاند و مردان عرصه توحيد، غيرتمندانه از كيان دين خويش دفاع كردهاند:
وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا. (آل عمران: ١٤٦)
چه بسيار پيامبرانى كه مردان الهى فراوانى همراه آنان [با دشمن] جنگيدند. آنها هيچ گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنان رسيده سست و ناتوان نشدند.
در آغاز ظهور اسلام نيز اين ماجرا بارى ديگر پديدار گشت. كفار قريش، يهوديان مدينه و قبايل مشرك حجاز عزم خويش جزم كردند تا از نفوذ دين الهى جلوگيرى كنند و از سوى ديگر مسلمانان نيز با خدا عهد بستند كه تا آخرين نفس از دين و پيامبر دفاع كنند. در اين ميان، اميرمؤمنان (ع) گوى سبقت را از ديگران ربود و پابهپاى پيامبر (ص) در همه صحنههاى نبرد حضور يافت. او خود در اين باره مىفرمايد:
روزگارى در كنار پيامبر (ص)، پدران و پسران و برادران و عموهاى خود را مىكشتيم و اين جز بر ايمان و تسليم ما نمىافزود ... چون خداوند صداقت ما را ديد، پيروزى و نصرت را بر ما و شكست و زبونى را بر دشمنان ما فرود آورد. «١»