سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٣٤
همچنين نقل است كه امام باقر (ع) فرمود:
فرشتهاى نزد رسول خدا (ص) آمد و گفت: خداوند شما را مخير كرده كه يا بنده و رسول و فروتن باشى يا پادشاه و رسول ... پيامبر فرمود: مىخواهم بنده و رسول و فروتن باشم. فرشته گفت: در عين حال چيزى از مقامت نزد خدا كاستى نيابد. «١» نيز امام صادق (ع) فرموده است:
رسول خدا (ص) شام پنجشنبه در مسجد قبا افطار كردند. اوس بن خولى انصارى براى آن حضرت، دوغ و عسل آورد. پيامبر از يكى ميل كرد و فرمود:
يكى كافى است و من ديگرى را نمىنوشم. آن را حرام نمىكنم، ولى براى خدا تواضع مىكنم. «٢» زيد بن على نقل كرده است كه اميرمؤمنان (ع) در پنج مورد، نمازهاى عيد فطر و قربان و جمعه و هنگام تشييع جنازه و عيادت بيمار، كفشهاى خود را به دست مىگرفت و پا برهنه گام برمىداشت و مىفرمود: «اين كارها از آن خدا است و من دوست دارم در چنين كارهايى پا برهنه باشم.» «٣» امام زين العابدين (ع) نيز در مناجات با خدا مىگفت:
... وَ انَا بَعْدُ اقلُّ الْاقَلينَ وَ اذَلُّ الاذَلينَ وَ مِثلُ الذَّرَّةِ او دُونَها. «٤» (پروردگارا) و من اينك (در برابر تو) كوچكتر از همه كوچكان و زبونتر از همه زبونان هستم، همچون ذرهاى و بلكه كمتر از آن!