سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٩٣
چنين كارى نه تنها به شرافت وام گيرنده، ضربه نمىزند، بلكه گاهى ضرورى است.
با اين وجود، معصومين تا آنجا كه امكان داشت، زير دين ديگران نيز نمىرفتند، چنان كه نقل شده است:
روزى امير مؤمنان بر قصّابى عبور كرد كه گوسفندى كشته و آن را مىفروخت. او به امام عرض كرد: اين گوشت خوبى است، از آن بخريد. امام پاسخ داد: پولى همراه ندارم. قصاب گفت: نسيه ببريد. فرمود: من فعلًا گوشت نمىبرم و صبر مىكنم. «١» البته بىنيازى و عزّت نفس معصومين (ع) ريشه توحيدى داشت و ازايمان و اخلاص بىشائبه آنان نشأت مىگرفت.
عبدالملك خليفه اموى، اطلاع يافت كه شمشير رسول خدا (ص) نزد امام زينالعابدين (ع) است. كسى را نزد آن حضرت فرستاد و آن را مطالبه كرده، امام از تحويل دادن شمشير خوددارى نمود. عبدالملك از اين كار ناراحت شد و طى نامهاى امام را به قطع حقوق ماهيانه از بيتالمال تهديد كرد. آن حضرت نيز با جرأت و سرفرازى در جواب او نوشت:
خداوند تضمين كرده كه متقيان را از گرفتارى نجات دهد و آنان را بدون حساب، روزى مىرساند. «٢» آنها گاهى نيز مقام شامخ و والاى خويش را براى احساس درماندگى و