سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٧٢
نقل كردهاند كه در گيراگير نبرد صفّين عبيداللّه بن عمر با امام مجتبى (ع) ملاقات كرد و به او پيشنهاد داد كه تو از پدرت كنارهگيرى كن، ... و ما امر ولايت را به تو مىسپاريم. آن حضرت فرمود:
كَلَّا وَاللَّهِ لا يَكُونُ ذلِكَ ... أَما إِنَّ الشَّيْطانَ قَدْ زَيَّنَ لَكَ وَ خَدَعَكَ ... «١» به خدا سوگند، هرگز چنين نخواهد شد ... تو نيز آگاه باش كه شيطان (چنين فكرى را) برايت زينت بخشيده و فريبت داده است.
حضرت صادق (ع) در اين باره مىفرمايد:
إِذا أَرَدْنا أَمْراً وَ أَرادَ اللَّهُ أَمْراً سَلَّمْنا لِامْرِاللَّهِ «٢» هر گاه چيزى بخواهيم و خدا نيز اراده امرى كند، ما تسليم امر خدا مىشويم.
اين بخش را با سخنى از حضرت على (ع) به پايان مىبريم كه رضا و تسليم اهل بيت (ع) را بيان مىكند:
رَضينا عَنِ اللَّهِ قَضاءَهُ وَ سَلَّمْنا لِلَّهِ أَمْرَهُ «٣» ما از قضا و قدر الهى خشنود و تسليم فرمان او هستيم.
اينك به نمونههاى تسليم و رضاى پيامبر (ص) و ائمّه (ع) اشاره مىكنيم:
فراق و وصل چه باشد رضاى دوست طلب كه حيف باشد از او غير او تمنّايى