سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٦٨
عاشقم بر لطف و بر قهرش به جدّ اى عجب من عاشق اين هر دو ضدّ ناخوش او خوش بود بر جان من جان فداى يار دل رنجان من امير مؤمنان (ع) در وصف اسلام مىفرمايد:
لَأَنْسُبَنَّ الْاسْلامَ نِسْبَةً لَمْ يَنْسُبْها أَحَدٌ قَبْلى: الْإِسْلامُ هُوَ التَّسْليمُ، وَالتَّسْليمُ هُوَ الْيَقينُ وَ الْيَقينُ هُوَ التَّصْديقُ، وَالتَّصْديقُ هُوَ الْاقْرارُ، وَالْإِقْرارُ هُوَ الْأَداءُ، وَالْاداءُ هُوَ الْعَمَلُ «١» اسلام را چنان وصف نمايم كه كسى پيش از من وصف ننموده باشد: اسلام، تسليم و گردن نهادن (به احكام خدا و رسول) است و تسليم، يقين و باور نمودن است و يقين با قبول كردن و تصديق است و تصديق، آماده شدن براى به جا آوردن و اداء است و «به جا آوردن» همان عمل است.
برداشت منفى متأسفانه در بعضى نوشتهها واژههاى غنى و پربارى از فرهنگ اسلام دستخوش تحريف شده است. مثلًا نهايت تسليم و رضا را سقوط در وادى «جبر» قلمداد مىكنند و بدين طريق، اسلام عزيز را به «مسلك جبرى» متّهم مىنمايند، در حالى كه ساحت مقدّس دين الهى از چنين اتّهامى بس منزّه است.
كج انديشان مغرض، براى كاستن نيروى عظيم جامعه اسلامى و توجيه جنايتها و خيانتهاى خود در ممالك اسلامى، حامى «جبر» مىشوند و به آنان سفارش مىكنند كه بايد در برابر حوادث روزگار تسليم و راضى