سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٦٠
مىكردند. بدين گونه تفسير صحيح فرهنگ اسلامى را به مردم نشان مىدادند و آنان را از كج انديشى و انحراف باز مىداشتند.
وقتى آيات وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ» نازل شد، عدهاى از اصحاب پيامبر (ص) در خانه نشستند و مشغول عبادت شدند، وقتى پيامبر از اين قضيه آگاه شد، بر آنان خرده گرفت و فرمود: «من دشمن آن مردى هستم كه دهانش را به سوى خدا باز كند و بگويد: خدايا مرا روزى بده، ولى كار و طلب را رها كند!» «٢» امير مؤمنان (ع) نيز روزى بر مردم سالمى گذشت كه در گوشه مسجد نشسته بودند و به داشتن توكّل تظاهر مىكردند، پرسيد:
- شما كيستيد؟
- ما متوكّلان بر خدا هستيم.
- خير، بلكه شما انگلهاى جامعهايد! اگر راست مىگوييد كه چنين ايد، توكّل، شما را به كجا رسانده است؟
- ما هر گاه بيابيم، مىخوريم و هرگاه چيزى نيافتيم، صبر مىكنيم.
- اين، درست همان كارى است كه سگهاى ما انجام مىدهند! - شما خودتان چه كار مىكنيم؟
- ما هر گاه بيابيم، مىبخشيم و اگر چيزى به دست نياورديم، شكر خدا به جاى مىآوريم. «٣» در اينجا نمونههاى كاربرد صحيح «توكل بر خدا» را در زندگى بىآلايش