سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٥٦
بهانه قتل من، دست به خون كس ديگرى بيالاييد و بدن قاتل مرا هم قطعه قطعه نكنيد. «١» روزى امام صادق (ع) هزار دينار به غلام خود- مصادف- پرداخت تا با آن تجارت كند. مصادف گندم خريد و به مصر برد. چون در مصر گندم كمياب بود، آن را به بهاى دو برابر فروخت. وقتى به مدينه بازگشت و خدمت امام رسيد، امام سود ناعادلانه را نگرفت و تنها سرمايه خويش را گرفت. «٢» با اينكه پس از ارتحال پيامبر تا آغاز غيبت صغرى، همه خلفايى كه بر مسند حكومت نشستند، ناحق بودند و حق مسلّم معصومين عليهم السلام را غصب كردند، امامان براى حفظ مصالح و منافع مسلمانان در برابر بيگانگان دست به اغتشاش و شورش نزدند و هرگز كارشكنى نكردند و با هيچ يك از دول مخالف مسلمانان يا گروههاى شورش همراهى و همكارى نكردند. از سوى ديگر، با خلفا قهر و قطع رابطه نيز نكردند؛ بلكه در بسيارى از مسائل حكومت با آنان مشورت كرده، نظر صائب خويش را ابراز مىداشتند؛ چنان كه اميرمؤمنان در ماجراى جنگ عمر با ايرانيان چنين كرد. «٣» البته آن رهبران الهى هيچ گاه از بيان اينكه خلافت حق قانونى و الهى آنان است دريغ نورزيدند و به صراحت باورهاى درست خود را درباره ولايت الهى و امامت بر زبان مىآوردند تا مؤمنان و خردمندان و آيندگان از حقيقت امامت آگاه شوند و اين آموزه صواب به محاق فراموشى نلغزد.