سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ٢٠٨
است و سپس مانند سراب، محو مىگردد، در آن هنگام با ابوبكر بيعت كردم و به همراه او در آن حوادث، قيام كردم، تا باطل از ميان رفت، «و گفتار خدا والاتر است هر چند بر خلاف ميل كافران باشد». پس با ابوبكر از راه خيرخواهى، همراهى كردم و در آنچه خدا را فرمان مىبرد، با كوشش تمام، او را اطاعت نمودم. «١» على (ع) كه تنها هدفش حفظ مكتب و وحدت بود، به خاطر مقامات ناچيز دنيوى كينه كسى را به دل نگرفت و با حفظ ديدگاه و عقيده خود، همين كه با خلفا بيعت كرد، در نهان و آشكار با آنان صميمانه رفتار كرد و عليه آنان حيله و دسيسهاى، كه معمول سياستمداران طاغوتى است، به كار نبرد و در اين راه (براى حفظ و بقاى اسلام) صبر كرد، چنان كه در خطبه «شقشقيه» مىفرمايد:
فَرَأَيْتُ أَنَّ الصَّبْرَ عَلى هاتا أَحْجى، فَصَبَرْتُ وَ فِى الْعَيْنِ قَذًى، وَ فِى الْحَلْقِ شَجاً، أَرى تُراثى نَهْباً «٢» عاقبت ديدم صبر و بردبارى به عقل نزديكتر است. از اين رو، صبر كردم در حالى كه گويى خاشاك در چشمم و استخوان راه گلويم را گرفته بود، مىديدم كه ميراثم به تاراج رفته است.
در نتيجه اين صبر انقلابى بود كه ميان مسلمانان، وحدت و آرامش برقرار گشت و مسلمانان به جاى جنگ و اختلافات داخلى به صدور انقلاب جهانى خود پرداختند كه در مدت بسيار كوتاهى، مملكت پهناور روم، ايران و مصر و عراق را تصرف كردند. اگر حضرت على (ع) وحدت و آرامش را حفظ