سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٩٩
مردى از انصار خواست از حضرت سيدالشهدا حاجتى بطلبد، حضرت بدو فرمود:
اى برادر انصارى! آبرويت را از خواهش كردن حضورى نگه دار و نياز خود را كتباً اظهار كن، تا به خواست خدا تو را خشنود سازيم.
او هم در نامهاى نوشت:
اى ابو عبدالله! كسى پانصد دينار از من طلبكار است و مرا تحت فشار قرار داده است. از شما خواهش مىكنم با او سخن بگوييد تا به من مهلت دهد.
وقتى امام (ع) نامه او را خواند، داخل منزل شد و كيسهاى- محتوى هزار دينار- به او داد و فرمود:
با پانصد دينار آن، وام خويش را بپردازد و بقيه را خرج زندگى كن. «١» چنين برخوردهايى نشانه عالىترين درجه جوانمردى، بلند همّتى آن برگزيدگان الهى و شايستگى ايشان براى تصدّى مقام هدايت امّت است.
گره گشايى بىمنّت منّت نهادن و به رخ كشيدن كار نيك، سبب بىارزش شدن آن مىگردد. قرآن مجيد در اين باره مىفرمايد:
يا ايُّهَاالَّذينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْاذى «٢» اى مؤمنان! صدقههاى خويش را با منّت نهادن و آزار رسانيدن باطل نكنيد.