سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٩٢
چنين روشى از سوى معصومين (ع) آنقدر روشن بود كه حتى مخالفينشان بارها به آن اقرار كردهاند. ابن عباس مىگويد:
«مشكلى براى عمر- خليفه دوّم- پيش آمد كه سخت او را مضطرب كرد.
وى تمام اصحاب پيامبر را گرد آورد و از ايشان حل آن را درخواست كرد و جملگى اظهار عجز و ناتوانى كردند. عمر گفت: من حلّال اين مشكل را مىشناسم، گفتند: حتماً على بن ابيطالب (ع) است. گفت: آرى، برخيزيد تا نزد او رويم. پس از شرفيابى به حضور آن فرزانه يگانه و حل شدن معمّا، عمر بسيار شگفت زده شد و گفت:
اى على! خدا مرا به مشكلى كه تو براى حلّش حضور نيابى، دچار نكند و در شهرى كه تو نيستى، باقىام نگذارد.» «١» چنين وضعى اغلب در زمان ائمه (ع) وجود داشت و حتى پس از ايشان، علما و دانشمندان بزرگ شيعه، اين پرچم را به دوش گرفتند و براى حل معضلات معنوى مردم به پا خاستند.
دعاها و راهنماييهاى عمومى و ارشادى پيامبر و امامان (ع) كه تأثير فراوانى در حلّ گرفتاريها و سامان دادن به نابسامانيهاى اجتماعى داشته و ادامه نيز دارد، در اين راستاست.
ب- دنيايى پيشوايان معصوم (ع) با اينكه اغلب از حق حاكميت خويش، محرومبودند، ولى هيچ گاه مردم و جامعه را رها نكردند و به انزوا نپرداختند و ديگران نيز از كمكهاى ايشان براى رفع نابسامانيها بىنياز نبودند. يكى از ياران رسول خدا (ص) مىگويد: