سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٨٦
خوب آماده ساختند و جذامىها را به صرف غذا [شام] دعوت كرد و خود نيز با آنان غذا خورد. «١» سياه پوستان نيز از ديرباز مورد بى مهرى سفيد پوستان واقع شدهاند؛ در حالى كه از منظر شرع و عقل، هيچ تفاوتى ميان سياه و سفيد و زرد و سرخ و عرب و عجم نيست و رنگ و نژاد، تنها يك پديده طبيعى و به تعبير قرآن مجيد نشانه پروردگار است «٢» و نبايد دستاويز تبعيض و فخرفروشى برخى بر برخى ديگر گردد. به همين دليل، رهبران معصوم، به سختى با پديده شوم تبعيض- كه همواره با ظلم و تحقير همراه است- مبارزه كردهاند و اقشار تحقير و محروم شده را زير بال و پر عطوفت و رأفت اسلامى گرفتهاند.
رسول گرامى اسلام، بردهاى سياهپوست به نام بلال را به عنوان مؤذن خويش برگزيد كه روزى پنج بار نداى اذان سر مىداد و مؤمنان را به سوى نماز فرا مىخواند و نيز براى سلمان فارسى- كه از نژاد عجم و از سوى عرب بيگانه خوانده مىشد- احترامى بسيار قائل بود و حتى او را جزو اهل بيت خود شمرد.
ابو اسحاق همدانى گويد: روزى دو بانو، يك عرب و ديگرى عجم، نزد اميرمؤمنان (ع) آمدند و درخواست كمك كردند. امام بخششى يكسان به آنان عطا كرد. زن عرب به اعتراض گفت: «من عرب ام و او عجم است!؟» امام با آرامش فرمود: «به خدا سوگند، من در اين مال حق ويژهاى براى فرزندان اسماعيل (عرب) بر فرزندان اسحاق (غير عرب) نمىبينم.» «٣»