سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٦٦
روايت كردهاند كه عدهاى اميرمؤمنان (ع) را ديدند كه آذوقه خريده و در دستمالى بسته است و به خانه مىبرد. گفتند: «بگذاريد ما بسته را بياوريم!» امام نپذيرفت و فرمود: شخص عيالوار در بردن نيازمنديهاى خانه خود، بر ديگران مقدم است. «١» همكارى امام على (ع) با پيامبر والامقام اسلام (ص) به فداكارى و پاكبازى و جانبازى رسيد. در ليلة المبيت (: شب هجرت) چهل مرد مسلح عزم خويش را جزم كردند كه پيامبر را با تيغهاى آخته خويش قطعه قطعه كنند و كار اسلام را همانجا پايان بخشند؛ ولى رسول اكرم (ص) به وسيله فرشته وحى از توطئه آگاه گشت و حضرت امير (ع) را به جاى خويش نهاد و شبانه به يثرب رفت. در انتهاى شب وقتى مردان مسلّح به بستر پيامبر يورش بردند، على را در آن جا خفته يافتند. گفتند: «محمد كجا است؟» فرمود: «مگر او را به من سپرده بوديد؟» «٢» اگر آنها ملحفه را از روى اميرمؤمنان كنار نزده بودند و به جاى آن، شمشيرهاى خويش را بر بدنش فرو مىكردند، امام همانجا به شهادت مىرسيد. احتمال آن نيز مىرفت كه چون پيامبر (ص) را نمىيابند، به خشم آيند و امام على (ع) را هدف شمشير خويش كنند. به هر حال جان امام (ع) با خطرى جدى رو به رو بود و به همين دليل قرآن از او تقدير كرد و فرمود:
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللّهِ. (بقره: ٢٠٧)