سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٤٤
گفت: مىخواستم شما را ناراحت كنم. امام (ع) لبخندى زد و فرمود: من هم در عوض تو را خوشحال مىكنم؛ تو در راه خدا آزاد هستى! «١» سيدالشهدا (ع) در كنار بستر امام حسن (ع) حاضر شد، آن حضرت در حالى كه از درد زهر، به خود مىپيچيد فرمود:
قبلًا هم مرا مسموم كرده بودند، ولى اين بار به مرگ من مىانجامد.
امام حسين (ع) با چشمى اشكبار پرسيد:
برادر! چه كسى شما را مسموم كرد؟
امام مجتبى (ع) فرمود:
برادرم! مپرس. اگر قاتل من آن كسى است كه من مىدانم، انتقام خداوند برايش كافى است و اگر غير او باشد دوست ندارم بىگناهى به خاطر من گرفتار شود. «٢» ب- عفو جاهلان پيشوايان معصوم عليهم السلام نسبت به قشر جاهل و نادان جامعه كه گاهى مؤمن هم بودند، رفتارى ملايم و همراه با ملاطفت داشتند، چون اينگونه افراد اگر جسارتى هم مىكردند به خاطر بينش ضعيف و كم خردى آنان بود. جابر مىگويد:
پس از جنگ حنين كه غنايم فراوانى به دست مسلمانان افتاد، رسول خدا (ص) از سكّههاى غنيمتى كه روى لباس بلال ريخته بود؛ بر مىداشت و بين مردم تقسيم مىكرد؛ در اين حال فرد نادانى به پيامبر (ص) گفت: اى فرستاده خدا! عدالت را در تقسيم اموال رعايت كن! پيامبر (ص) فرمود: