سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٣٦
مىپردازند و با اينكه همه كمالات انسانى را در عالىترين حدّ آن دارايند و از شخصيت والا و گرانسنگى برخوردارند؛ هرگز خود را تافته جدا بافته از مردم نمىدانند و توقع كرنش و خدمت از كس نمىبرند و تكبر نمىورزند و ديگران را حقير نمىانگارند. اميرمؤمنان (ع) رفتار پيامبر (ص) با مردم را چنين توصيف مىكند.
وقتى به مجلسى مىآمد، پايين آن مىنشست؛ كنار آخرين نفر و ديگران را نيز به همين رفتار سفارش مىكرد و همگان را بهرهمند مىساخت به گونهاى كه هيچ كسى احساس نمىكرد كه ديگرى بيش از او نزد پيامبر احترام دارد. با همنشين خود مىنشست تا او برخيزد. هر كس نيازى داشت يا آن را بر مىآورد و يا سخنى نيك بدو مىگفت كه يارى اش دهد. اخلاق خوش او سبب شد تا مردم او را پدر مهربان خويش بدانند و جملگى در برابرش خوشرفتار شدند و محضر او همواره محضر بردبارى و حيا و صداقت و امانت بود و جنجال و هياهو بدان راه نداشت و حرمتها در آن شكسته نمىشد. «١» پيامبر، لباس و كفش خويش را با دست خود وصله مىزد، گوسفند مىدوشيد، بر زمين مىنشست و چون بردگان غذا مىخورد، الاغ سوار مىشد و كسى را نيز بر ترك خود سوار مىكرد، از اينكه نيازمندىهاى خانه خود را از بازار تهيه كند، ابايى نداشت، با فقير و غنى مصافحه مىكرد، كم خرج و كم زحمت بود و فروتنى اش همراه ذلت نبود و برخوردى زيبا ورويى خوش داشت. «٢»