سيره اخلاقى معصومين - الهامى نيا، على اصغر - الصفحة ١٢٩
يزيدبن معاويه، لشكرى را به فرماندهى «مسلم بن عقبه» براى كشتار و تاراج مدينه گسيل داشت. در اين يورش بيشتر مردم مدينه كشته شدند يا گريختند.
امام سجاد (ع) در آن فاجعه چهارصد خانواده را همراه خدمتكاران و حشم آنان سرپرستى فرمود، از آنان نگهدارى كرد و هزينه زندگىشان را پرداخت تا غارتگران از مدينه رفتند و شهر به حالت عادى بازگشت. «١» ج- مهربانى به يتيمان و تنگدستان از آن رو كه اين دو قشر بيش از ديگر مردم آسيب پذيرند، پيشوايان معصوم بدانان بيشتر لطف و محبت مىورزند. حبيب پسرابىثابت مىگويد:
روزى عسل و انجير فراوانى از نواحى همدان و حلوان براى امام على (ع) آوردند. فرمان داد يتيمان را آوردند و به آنان اجازه داد از عسل بخورند و خود عسل را كاسه كاسه ميان مردم تقسيم مىكرد. يكى از امام پرسيد:
«چرا يتيمان از دهانه مشك [بدون سهميه بندى] عسل مىخورند؟ پاسخ داد:
«امام، پدر يتيمان است و من براى جبران محبت پدرانشان، به آنان چنين اجازهاى دادم.» «٢» گفتهاند كه بر روى شانههاى مبارك امام حسين (ع) بر اثر كوفتگى و حمل بار پينه بسته بود. سبب را از امام زين العابدين (ع) پرسيدند. پاسخ داد:
پدرم كيسههاى سنگين آذوقه را به خانه يتيمان و محرومان حمل مىكرد از اين رو شانه هايش پينه دارند. «٣»