راههاى تقويت باورهاى دينى - نگارش، حمید - الصفحة ٤٧
راه انسانهاى تشنه حقيقت و سعادت را دو چندان كند و مىتواند باورهاى آدمى را در حوزه رفتارى، اخلاقى، و ... تقويت نمايد.
٤- ١. استمرار اعتقاد به جانشينان پيامبرى امامت از اصول دين و مذهب و به معناى رياست عامه در امور دنيوى و اخروى مىباشد.
بنابر معتقدات شيعه امامت، استمرار نبوت است در همه جزئيات و كليات و تنها تفاوت آن با نبوت اين است كه بر شخص امام وحى فرود نمىآيد، و نزول وحى پس از پيامبر (ص) پايان يافته است. امامت از گذر علم لدنى والهام الهى و مصونيت از خطا و اشتباه و گناه از آيين پيامبر اسلام (ص) پاسدارى مىكند و مصالح دينى و دنيوى مردم را محفوظ مىدارد. تعاليم راستين آسمانى در روزگار پس از پيامبر (ص) تنها از اين گذر به دست انسان مىرسد و قرآن كريم و سنت پيامبر از اين طريق تفسير و تبيين مىشود. شيعيان معتقدند كه مقام امامت تنها به معصومين مىرسد. متكلمان اماميه بر اين اعتقاد دلايلى آوردهاند از جمله اين كه مردم از آن رو به امام محتاج اند كه معصوم نيستند و بدون او به خطا و اشتباه و گناه مىلغزند. حال اگر امام معصوم نباشد خود به امامى ديگر نيازمند است و اين باطل است زيرا مستلزم دور است.
چون متكلمان اماميه اين مدعى را ثابت مىكنند از آن نتيجه مىگيرند كه مردم رادر انتخابِ شخصِ امام حق و سهمى نيست زيرا او بايد معصوم باشد و عصمت حالتى است باطنى و جز خداوند كسى از باطن انسان خبر ندارد و مردم توان آن را ندارند و اين نص يا به واسطه پيامبر تحقق مىيابد و او به صراحت امام را معرفى مىكند و يا به واسطه امامى كه خود منصوب به نص است. متكلمان اماميه از راههاى متعدد لزوم امامت را اثبات مىكنند. مهمترين راه همان است كه از گذر آن لزوم نبوت را اثبات مىكنند؛ بدين گونه كه امامت لطف است و ترك لطف نقض غرض است و نقض غرض از خداى حكيم سر نمىزند. غرضِ حكيم جز به آنچه راجح است تعلق نمىيابد و راجح اين است كه انسان كاملى با ويژگىهايى همانند دانايى، عدالت، عصمت ميان آدميان باشد و آنان را به سوى كمال راه نمايد. افزون بر دلايل كلامى دلايل فلسفى و نقلى نيز بر ضرورت امامت گواهى مىدهند. چنان كه ابن سينا در شفا از راه فلسفى براى اثبات اين مدعا بهره جسته است. در قرآن كريم نيز آياتى درباره ماجراى نصب امام على (ع)