راههاى تقويت باورهاى دينى - نگارش، حمید - الصفحة ١٤٣
در اين امانتى كه خداى به من سپرده جز انسانهايى كه از دينشان راضىام و از امانتدارىشان (يعنى مكتبىها) خرسند، و لياقت آنها را احراز كرده باشم، مردى را شريك نمىسازم. «١» اين حركتِ اميرالمومنين (ع) رياستطلبان را متوجه اين نكته كرد كه على (ع) دربرابر اين گونه افراد نه تنها كوتاه نمىآيد بلكه برخورد مىكند و در برخوردِ خود، هيچ ملاحظهاى را روا نمى دارد.
به همين جه راههاى تقويت باورهاى دينى ١٤٧ ٦ - ٣. از خود بيگانگى ص : ١٤٧ ت بود كه بسيارى كه دنبال رياست بودند خود را از صف ياران على (ع) جدا كردند.
درسى بزرگى كه از روششناس رفتارى على (ع) مىتوان استفاده نمود اين است كه معيار موفقيت و پيشرفت بايد گذشتن از خود باشد، بايد خود را نديد تا مراحل بالاتر را كسب كرد، در غير اين صورت، انسان به زمين مىخورد. اين نكته به ويژه براى سرداران ميدانِ نبرد با توجه به درجات و موقعيتهاى مديريتى و مسئوليتهاى كليدى بيشتر قابل توجه مىباشد.
بايد توجه كرد كه درجات و عناوين دنيوى همه به نوعى امتحانِالهى است كه بايد از اين امتحان الهى با سربلندى عبور كرد، تا باعث گمراهى آدمى نگردد.
توجه داشته باشيم دنيازدگى آدمى را بدانجا مىرساند كه براى كسب قدرت حاضر است همه چيز را حتى دين خود را بفروشد و همه ارزشها و اخلاقيات را در معبد قدرت، قربانى نمايد چنان كه عمروبنعاص براى رسيدن به حكومتِ مصر همه چيزِخود را به معاويه فروخت. امام در نامهاى بدو فرمود: فَانَّكَ قَد جَعَلتَ دينَكَ تَبَعاً لِدنيَا امرِىءٍ ظاهِرٍ غَيُّهُ مَهتوُكٍ سِترُهُ ... فَأذهبَت دُنياكَ وَ آخِرَتَكَ «٢»؛ تو دينت را پيرو دنياى كسى كردى كه گمراهىاش آشكار است و زشتى او پديدار.
پس دنيا و آخرت خود را به باد دادى.
٢. مال پرستى و تفاخر از مصاديق دنياطلبى مالپرستى است. وقتى مالدوستى از حد افراط بگذرد و به اوج خود برسد تبديل به مالپرستى شده و زمينهساز بسيارى از گمراهىها و فتنهها مىشود.
همين عامل سبب مىشود كه خود را از ديگران برتر دانسته و به مال و ثروت خود تفاخر كند منطق اين افراد اين بود