راههاى تقويت باورهاى دينى - نگارش، حمید - الصفحة ١٦
٢- ٥. آسيبشناسى آسيبشناسى () شاخهاى از دانش مىباشد كه هدف از آن شناخت بيمارىهاى روانى، جسمانى، اجتماعى و نحوه تكوين رشد و دگرگونى آنان است. «١» اين اصطلاح نه تنها در علم پزشكى بلكه در علوم اجتماعى نيز كاربرد دارد. آسيبشناسى اجتماعى در صدد بيان آسيب هايى همچون فقر، بيكارى، بزهكارى و همراه با علل و راههاى درمان آن مىباشد. طرح مباحث آسيبشناسى در بعد اجتماعى فرهنگى با ارائه راه حلهاى كاربردى مىتواند بسيارى از كمبودها را شناسايى و زمينه ساز آگاهىها، خود باورىهاى اولياء، مسئولان تربيتى و سرانجام خانوادهها را فراهم نمايد. در عصر حاضر كه دشمن دست به شبيخون فرهنگى زده است، شايسته است نويسندگان حوزه دينى و فرهنگى در شناسايى آسيبهاى مهمترين واحد اجتماعى يعنى خانواده اقدام عملى نموده، اين موضوع را به صورت جدى دنبال كنند و به نسل معاصر از غلتيدن در پرتگاه استحاله فرهنگى و باورسوزى مصونيت بخشند.
٣- ٥. ملاك و معيار آسيبها براى آسيبها از ديدگاههاى مختلف معيارها و ملاك هايى ذكر شده كه برخى از آنها عبارتند از:
١. ملاك اكثريت؛ كه هر كس جدا از خط اكثريت و به دور از آنان باشد دچار انحراف شده كه حاصل آن آسيب است.
٢. ملاك قانون؛ به اين معنى كه آن كس كه از خط قانون عدول كرده دچار انحراف و عامل آسيب است.
٣. ملاك تعديل؛ به اين معنى است كه هر كس كه از خط تعادل روانى به دور باشد آسيب رسان است.
٤. ملاك اخلاق اجتماعى؛ يعنى آن كس كه در خط اخلاق جامعه گام برندارد منحرف و رفتار او آسيب رسان است.