راههاى تقويت باورهاى دينى - نگارش، حمید - الصفحة ١٤٨
جايگاه انسان در الينه كردن و از خود بيگانه كردن مىباشد. كشتن عواطف انسانى، تقدم سرمايه بر انسان، اولويت ثروت بر دانش، استثمار انسانها و خود فراموشى و ... همه در جهت از خود بيگانگى انسان صورت مىگيرد.
استاد مطهرى مىنويسد:
مسئله مهم اجتماع بشر در امروز اين است كه وى به تعبير قرآن خود را فراموش كرده است هم خود را فراموش كرده و هم خداى خود را. مسئله مهم اين است كه خود را تحقير كرده است. از درون بينى و توجه به باطن و ضمير، غافل شده و توجه خود را يكسره به دنياى حس و مادى داده است. هدفى براى خود جز چشيدن ماديات نمىبيند و نمىداند، خلقت را عبث مىانگارد.
خود را انكار مىكند، روح خود را از دست داده است. بيشتر بدبختىهاى امروز بشر ناشى از اين طرز تفكر است متاسفانه نزديك است جهانگير شود و يكباره بشريت را نابود كند. اين طرز تفكر درباره انسان سبب شده كه هر چه تمدن توسعه پيدا مىكند و عظيمتر مىگردد، متمدن به سوى حقارت مىگرايد. اين طرز تفكر درباره انسان موجب گشته كه انسانهاى واقعى را همواره در گذشته جستوجو كرد و دستگاه عظيم تمدن امروز به ساختن هر چيز عالى و دست اول قادر است جز به ساختن انسان. «١» بايد اذعان نمود كه دين براى انسان، هويت خاصى را تعريف مىكند: هويت از اوئى و به سوى اوئى، يعنى هويت دينى؛ چرا كه در نگاه دينى رفتار انسانى ريشههاى وحيانى دارد كه پس از تحكيم ارتباط انسان با خداوند و پذيرفتن حاكميت الهى در وجود انسان و جامعه پديد مىآيد.
پس از تثبيت هويت دينى رفتارهاى فردى و اجتماعى بر اساس آرمانها و هدفهاى دينى شكل مىگيرد ولى با القائات شيطانى كه سردمداران دهكده جهانى كارگردان آن هستند كوشش مىشود كه اين هويت بتدريج كمرنگ و در آخر از بين رفته تا از خود بيگانگى شكل گيرد.
مقام معظم رهبرى مىفرمايد:
چون دشمن فهميده است كه اين ملت به بركت ايمان متحد شدند و به بركت ايمان، رهبرى پيدا كردند كه هرگز از قدرتهاى بزرگ دنيا نترسيد و به آن موقعيتها دست يافت لذا با ايمان و اسلام ما دشمن شدند. به ما مىگويند بنيادگرا، ما افتخار مىكنيم كه به اصول اسلامى و