راههاى تقويت باورهاى دينى - نگارش، حمید - الصفحة ١١٥
جدايى و متاركه بينجامد. از طرفى ديگر بسيارى از اختلافات ريشه در بداخلاقى دارد اين كه گفته مىشود بعد از ازدواج زن و مرد بالاخره يكديگر را مىپذيرند لذا اگر عيبى در آنهاست بايد ناديده گرفته شود اشتباهى بزرگ است، چرا كه بعداز مدتى وقتى عيوب آشكار گرديد اختلافات اوج مىگيرد.
هشدارها ١. اگر تا به حال به كفويت همسر در مذهب و اخلاق توجه نشده، براى ادامه زندگى بكوشيد آن رادر متن زندگى مشترك وارد كنيد.
٢. بى اعتنايى به احساسات همسر و عواطف او، زندگى را سرد مىكند از آن بپرهيزيد.
٣. بدانيد همواره كسى ذليل است كه ستم مىكند، چرا كه اگر ذليل نبود تن به ستم نمىداد.
پس بكوشيم رفتارمان را عوض كنيم.
٤. سركشى، غرور، لجاجتها و ... با زندگى خانوادگى سازگار نمىباشد. بكوشيم در رفتار خود تجديد نظر كنيم.
٢- ١. علل فرهنگى ١. اختلاف ديدگاهها (تفاوت در نگرشها)
٢. اختلاف سطح فرهنگى (تفاوتهاى فكرى و عقلى)
٣. پايبندى به خرافات (آداب و رسوم جاهلانه)
٤. تفاوتهاى تربيتى (ناهمخوانىهاى تربيتى)
٥. در اسارت تقليد (پيروى كوركورانه)
٦. جهالت و تعصبات (ناتوانى و جمود فكرى)
٧. عدم تفاهم (ناتوانى در درك متقابل)
گاهى اختلاف سطح فرهنگى زن و شوهر باعث اختلافات مىگردد. مردى كه در سطح علمى بالاترى قرار دارد با زنى وصلت مىكند كه داراى سواد آنچنانى نمىباشد و برعكس. گرچه در اول زندگى اين مسئله نمود، ندارد ولى بعد از مدتى برترى علمى زن و شوهر باعث تفوقطلبى گرديده و منجر به اختلافات مىشود. هم چنين پاى بندى به خرافات و آداب و رسوم باطل نيز موجب پيدايش اختلافات مىگردد.