راههاى تقويت باورهاى دينى - نگارش، حمید - الصفحة ٣٣
انسان نماز خوان باشد و نماز درست بخواند، خود نماز جلو انسان را از كار زشت و منكرات مىگيرد. محال است كه انسان درست و مقبول نماز بخواند و دروغگو باشد. محال است كه انسان نمازخوان باشد و شرافتش به او اجازه بدهد كه دنبال فحشاء برود اين خاصيت نماز است كه انسان را به سوى عالم نورانيت مىكشاند. «١» مرحوم استاد مطهرى بعد از نقل اين مطلب جريانى را در تأييد حرفهاى خود مىآورد كه خواندنى است. ايشان مىفرمايد:
مردى به نام فضيل بن عياض معاصر با امام صادق (ع) است. يكى از مردانى است كه دورانى از عمر خودش را به گناه به سر برده، مىگويد شبى خانهاى را براى (دزدى) در نظر گرفته، از ديوار بالا رفته و مىخواسته پايين بيايد كه در يكى از خانههاى همسايه مرد عابد و زاهدى مشغول خواندن قرآن بود كه به آيه أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ (حديد: ١٦) رسيده بود. معنى آيه اين است: «آيا نرسيده است آن وقتى كه دل مردمِ با ايمان نرم بشود براى پذيرشِ ياد خدا؟ غفلت تا كى؟ خوابيدن تا كى؟ دروغگويى تا كى؟ معصيت تا كى؟» اين صداى خداست و مخاطبش هم ما مردم هستيم. آنچنان اين مردِ عابد، اين آيه را خواند كه فضيل گفت اين خداست كه اين بندهاش فضيل را مخاطب ساخته است تا آيه را شنيد، گفت: خدايا همين الان وقتش است و توبه نصوح كرد توبهاى كه اين مرد را در بين عُبّاد درجه اول قرار داد. «٢» مرحوم مطهرى نتيجه مىگيرد اين كه فضيل منقلب شد به جهت اين بود كه خدا را به معناى واقعى و با همه وجود ياد كرد.
در حديثى از امام صادق (ع) مىخوانيم كه:
الْعُبُودِيَّةُ جَوْهَرَةٌ كُنْهُها الرُّبُوبِيَّةُ «٣» عبوديت گوهرىاست كه ربوبيت درون آن نهفته است.
مرحوم مطهرى از اين حديث استفاده مىكند كه امام صادق (ع) مىفرمايد: عبوديت نوعى صاحب اختيار بودن، و مالك بر نفس بودن است به گونهاى كه بر اعمال خود كنترل داشته و هر فعلى را انجام نمىدهد. ايشان مىفرمايد: