راههاى تقويت باورهاى دينى - نگارش، حمید - الصفحة ٣٤
امام صادق (ع) به فضيل فرمود يا فضيل! الْعُبُودِيَّةُ جَوْهَرَةٌ كُنْهُها الرُّبُوبِيَّةُ؛ عبوديت گوهرى است ظاهرش عبوديت و آخرش و مقصدش ابديت ابديت يعنى تسلط خداوندگارى نه خدايى؛ خداوندگارى يعنى صاحب بودن، صاحب اختيار بودن و در قضيه اصحاب فيل كه ابرهه آمد و مى خواست كعبه را خراب كند عبدالمطلب گفت انا ربّ الابل و لِلبيتَ رب؛ من خداوندگار شتران هستم و آن خانه هم از خود خداوندگارى دارد. كلمه رب يعنى خداوندگار، صاحب خانه، ما به خدا هم كه مىگوييم رب از باب اين كه صاحب حقيقى عالم است، الحمد للَّهرب العالمين، سپاس خدايى را كه خداوندگار و صاحب است صاحب تمام عالمها ... بندگى خدا خاصيتش اين است كه هر چه انسان راه بندگى خدا را بيشتر طى كند بر تصاحب و قدرت و خداوندگاريش افزوده مىشود ... اولين درجه ربوبيّت اين است كه مالك نفس خود مىشود. يكى از بيچارگىهايى كه كاملًا احساس مىكنيم اين است كه اختيار خودمان را نداريم، اختيار چشم خودمان را نداريم، اختيار گوشِ خودمان را نداريم، اختيار دست خودمان را نداريم، اختيار پاى خودمان را نداريم، اين نهايت بدبختى است. ما مىرويم در خيابانها ولى اين چشم در اختيار ما نيست.
ما در اختيار اين چشم هستيم. يعنى اين ما هستيم كه اين چشم دلش مىخواهد چشم چرانى كند دلش مىخواهد به نواميس مردم نظر شهوت بكند. دل ما هم تابع اين چشم است ما مالك زبان خودمان نيستيم، اختيار زبان خودمان را نداريم وقتى كه گرم مىشويم به حرف زدن به اصطلاح، چانهمان گرم مىشود، نمىتوانيم از مردم غيبت نكنيم. اختيار گوش خودمان را نداريم هر چه كه گوشمان از آن خوشش بيايد تسليم هستيم از لهو و لعب خوشش بيايد تسليم هستيم ...
آيا نبايد انسان مالك نفس خودش باشد؟ «١» با اين تفسير روشن مىشود كه ياد خدا اگر به صورت عملى باشد، در برابر گناهان و معاصى مانع بزرگى خواهد بود و نمىگذارد كه انسان به گناه بيفتد. اين گونه است كه ياد خدا باعث تقويت باورها مىشود، ياد خدا، باعث استحكام ارتباط انسان با خداوند مىگردد و ياد خدا چنان تسلطى بر نفس و اعضا و جوارح انسان ايجاد مىكند كه هرگز سراغ گناه نرود.