راههاى تقويت باورهاى دينى - نگارش، حمید - الصفحة ١٧٦
علم جديد و تجربى، با تركيب ساختار رياضى و مشاهدات تجربى توانست به برخى از قوانين طبيعت دست يابد؛ قوانينى كه بتواند بسيارى از سوالات مربوط به بعد مادى زندگى انسان را جواب دهد. اما هنوز نتوانسته به بسيارى از سوالاتى را كه به معناى حيات انسانى، منشأ و طبيعت جهان و مانند آن مربوط مىشود پاسخ دهد. بشر امروز اصلىترين راهحل دغدغهها را در پاسخ به اين نوع سوالات دنبال مىكند: فلسفه خلقت انسان چيست؟ چرا جهان وجود دارد؟ چرا انسان قادر است جهان را بفهمد؟ آيا حيات آدمى به همين دنيا محدود مىگردد؟
آيا حيات و به طور كلى جهان هدفى دارد؟ آيا مرگ پايان حيات آدمى است؟
اما پاسخ، به سؤالاتى كه به معنا دارى هستى، ابعاد معنوى و علل نهايى برگردد، از توانايى علم تجربى بيرون است. درباره ارزشها، اهداف، معانى و مانند آن بايد دست به دامن دين شد. پيتر مداوار برنده جايزه نوبل در طب كه يك لاادرىگر است مىگويد:
بايد براى پاسخ به سوالات مربوط به امور مبدأ به متافيزيك و دين رجوع كنيم. «١» كارل پوپر مىگويد:
مهم است كه درك كنيم علم ادعايى درباره [پاسخ به] سوالات نهايى مربوط به معماى وحى يا وظيفه انسان در اين جهان ندارد. ما بسيار كم مىدانيم و بايد متواضع باشيم و نبايد وانمود كنيم كه چيزى درباره سوالات نهايى از اين نوع مىدانيم. «٢» استاد مطهرى مىفرمايد:
امروز همه دريافتهاند كه عصر علم محض (سيانتيسم) به پايان رسيده است و يك خلأ آرمانى جامعهها را تهديد مىكند. برخى مىخواهند اين خلأ را با فلسفه محض پر كنند. بعضى دست به دامن ادبيات و هنر و علوم انسانى شدهاند. در كشور ما نيز كم و بيش پيشنهاد فرهنگ انسانگرا و مخصوصاً ادبيات عرفانى از قبيل ادبيات مولوى، سعدى و حافظ براى پر كردن اين خلأ معنوى و آرمانى مطرح است. غافل از اين كه اين ادبيات روح و جاذبه خود را از مذهب گرفته است. اگر روح اسلامى را از اين شاهكارهاى ادبى بگيريم تفالهاى و اندام مردهاى بيش باقى نمىماند. «٣»