راههاى تقويت باورهاى دينى - نگارش، حمید - الصفحة ٩٣
گراييده است همه سجاياى انسانى مرده است و انسان در لجن سيئات اخلاقى فرو رفته است و بدان سبب جامعه و انسانها در راه سقوط مىافتند. يك نمونه تاريخى اين مطلب داستان سقوط اسپانياى اسلامى است. كليسا هر چه خواست آن را از چنگال مسلمانان در آورد نتوانست تا نقشهاى ماهرانه كشيد و تعالى روح را از آنان گرفت آنان را به بادهگسارى و عياشى عادت داد و غيرت و شرفشان را برد و به دنبال آن سيادت و استقلالشان و سپس دين و اعتقاداتشان همه را نابود ساخت «١».
٣- ٢. كبر كبر، خودخواهى و خود بزرگ پندارى است. اين صفت، خصلتى درونى است كه نمود ظاهرى آن را تكبر مىنامند. قرآن كريم برترين كتاب الهى در پيام آسمانى خود از تكبر و استكبار به عنوان زشتترين صفات و بدترين اعمال انسانى ياد مىكند كه اگر مهار نشود سرچشمه كفر و بىايمانى مىگردد. تعابيرى چون فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ (زمر: ٧٢) وَ اما الّذينَ ... اسْتَكْبَرُوا فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً أَلِيماً (نساء: ١٧٢) نشان از حساسيت قرآن در خصوص اين صفت نفسانى مىباشد.
از همين رو درباره شيطان مىفرمايد:
فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ. (بقره: ٣٤)
همگى سجده كردند جز ابليس كه سرباز زد و تكبر ورزيد و از كافران شد.
آرى وقوع اولين گناه آن هم توسط مخلوقى كه ساليان درازى در درگاه الهى عبادت كرده بود به سبب تكبر بوده، او به واسطه اين صفت رذيله از دستور حق سرپيچى كرد. عجيبتر آن كه اثر منفى اين صفت رذيله آن قدر زياد بود كه شيطان نه تنها حاضر به توبه و بازگشت نشد بلكه بر لجاجت خود افزود و سوگند ياد كرد كه همه را گمراه سازد! اين صفت نفسانى اگر در آدمى رشد پيدا كند سبب كم رنگ شدن باورهاى آدمى مىگردد، و زمينه مقابله و نافرمانى فرمان خداوند را به دنبال دارد. على (ع) مىفرمايد:
احْذَرِ الْكِبْرَ فَانَّهُ رَاْسُ الطُّغْيانِ وَ مَعْصِيَةُ الرَحْمانِ «٢» از تكبر حذر كن كه آن ريشه طغيان و نافرمانى خداوند است.
منشأ بسيارى از خطاها در انديشه مانند باطل گرايى، انكار خداوند و دين گريزى، به تكبرِ آدمى بر مىگردد. اين نفسانيت تا آن جا پيش مىرود كه حتى اگر حق را هم دريافت كند باز در