راههاى تقويت باورهاى دينى - نگارش، حمید - الصفحة ٨٩
هدايت و رشد متنفر مىشوند و اين به اين دليل است كه رفتار با چشم احساس مىشود و علم او با عقل و خرد درك مىشود و صاحبان چشم سر بيشتر از عاقلان و خردمندان هستند.
بايد بپذيريم كه بسيارى از يادگيرىهاى انسانها از طريق چشم صورت مىگيرد، بنابراين بر اولياء، و مربيان، معلمان، پدران و مادران و ... لازم است كه بيشتر به عمل بپردازند تا به سخن و آنچه كه مىگويند در رفتار نشان دهند.
ب- ايجاد تزلزل و بى اعتمادى ركن مهم و اساسى در تعليم و تربيت، وجود رابطه مطمئن و مورد اعتماد بين مربى و متربى و معلم و شاگرد است. هر چه اين رابطه قوىتر باشد و متربى اعتماد بيشترى به مربى داشته باشد، اثر پذيرى او بيشتر است و آنچه فرا مىگيرد از استحكام و نفوذ بيشترى در ذهن برخوردار مىگردد و دليلى براى تزلزل و سرگردانى در پذيرش آن وجود ندارد. ولى اگر اين اعتماد ضعيف شود و پايههاى آن سست گردد، اثر پذيرى نيز ضعيف مىشود و متربى در فراكيرى متزلزل مىگردد.
مشاهده دوگانگى در رفتار و گفتار مربى، تربيت پذيرى را جبران مىكند و او را با اين پرسش رو به رو مىسازد كه كدام يك از گفتار و كردار مربى صحيح است: اگر گفتارش درست است، پس چرا او به گونه ديگر عمل مىكند و اگر عملش با واقعيت منطبق است پس چرا در سخن گفتن به بيراهه مىرود؟! و بدين ترتيب اعتماد او از مربى سلب مىشود. اين بى اعتمادى ناخودآگاه به ساير امور نيز سرايت مىكند و او را در ابعاد گوناگون شناختى، رفتارى و ... با نوعى تزلزل و شك رو به رو مىسازد.
امام على (ع) مىفرمايد:
مَن عُرِفَ بِالكِذبِ قَلَّتِ الثِّقَةُ بِهِ؛ «١» هر كس به دروغ گويى شناخته شد اعتماد مردم به او كم مىشود.
چنين فردى اگر راست هم بگويد مانند چوپان دروغگو، نمىتواند اعتماد ديگران را جلب كند.