راههاى تقويت باورهاى دينى - نگارش، حمید - الصفحة ٨٢
فرهنگى است به گوش دانشجويان چيزى نرسد بلكه به جاى برنامه صحيح اسلام، شبهات و نابسامانىهايى كه اروپائيان صليبى مذهب و مستشرقين پديد آورده بودند به دانش جويان تدريس نمودند تا از اين راه بتوانند مسلمانها را از دين خود دور كنند و غرضهاى شوم استعمارى خود را تحميل كنند. عاقبت اين سياستِ شوم كار خود را كرد و در مدت كوتاهى، تأثير خود را بخشيد. كم كم گروهى از جوانان مصرى با اين روش بار آمدند و در نهادشان فروغ هستى و عاطفه انسانيت خاموش شد ... به همين دليل است كه از اسلام به جز نابسامانىها چيزى را نشناختند و از دين غير از الهامهاى اروپائى چيزى فرا نگرفتند. و روى همين اصل مانند اروپائيان علم را از دين و دين را از سياست جدا مىدانند.
متأسفانه امروز اين تبليغات سوء از طريق اختلافات داخلى و تقابل مذاهب اسلامى و تحريف آنها براى ضربه به اسلام در دستور كار دشمنان قرار گرفته است كه مىطلبد همان گونه كه رهبرى انقلاب در آغاز سال ٨٦ هشدار دادند، جهان اسلام از اين ترفندهاى بيگانگان آگاه باشند. امروز مكتب اهل بيت يعنى شيعه اثنى عشرى نيز در معرض اتهامها و افتراها توسط وهابيان و ساير دشمنان قرار گرفته است و چهرههاى والا و نورانى رهبران آن توسط مغرضان و دشمنان آگاه مخدوش جلوه داده مىشود كه اين نيز ريشه در زمانهاى پيشين دارد. اين كه در زمان شهادت على (ع) در مسجد كوفه برخى از مردم متعجبانه سؤال مىكردند مگر على (ع) اهل نماز بود، جاى تأمل بسيار دارد. تبليغات معاويه چنان بر مردم تأثير گذاشت كه دچار چنين غفلت و جهل نابخشودنى شده بودند. نمونه ذيل عمق فاجعه را بيشتر ترسيم مىكند.
مورخ برجسته، مسعودى (متوفاى ٣٤٦) مىنويسد: يكى از دوستان ما كه از اهل علم بود مىگفت در انجمنى درباره ابوبكر، عمر، على (ع) و معاويه سخن مىگفتيم و سخنان اهل علم را ياد مىكرديم و جمعى از عامه مىآمدند و سخنان ما را مىشنيدند يكى از آنان كه از ديگران خردمندتر بود و ريشبلندتر داشت روزى به من گفت چقدر درباره على و معاويه حرف مىزنيد؟ گفتم تو در اين باب چه نظرى دارى؟ گفت درباره كى؟ گفتم درباره على (ع) چه مىگويى؟ گفت مگر او پدر فاطمه (ع) نيست؟ گفتم فاطمه (س) كى بود؟ گفت زن پيامبر! و دختر عايشه! و خواهر معاويه! گفتم حكايت على (ع) چه بود گفت در جنگ حنين با پيامبر (ص) كشته شد! «١».