راههاى تقويت باورهاى دينى - نگارش، حمید - الصفحة ٧٨
تحريفى در آن صورت نگرفته و همه ابعاد زندگى بشرى در برنامه آن لحاظ گرديده با اديان ديگر قابل مقايسه نمىباشد. چگونه مىتوان اديانى را كه احكام اجتماعى چندانى ندارند با دين اسلام كه احكام اجتماعى فراوانى دارد مقايسه كرد؟! متكلمان و مفسران بزرگ ما همچون علامه طباطبايى، دين اسلام را دينى فردى نمىدانند و معتقدند اسلام تنها دينى است كه اساس آيين خود را بسيار صريح و روشن و بر پايه اجتماع قرار داده و در هيچ شأنى از شئون خود نسبت به اجتماع بى اعتنا نبوده است. «١» مرحوم استاد مطهرى در اين باره مىنويسد:
مهمترين ركن جاويد ماندن اسلام توجه به جوانب مادى، روحى فردى و اجتماعى است. جامعيت و همه جانبه بودن اسلام و قوانين آن مورد قبول اسلام شناسان است. «٢» فقيه با اجتهاد خود در چهارچوب تفريع و بازشناسى موضوعات مىتواند پاسخ گوى نيازهاى عصر و زمان باشد و اسلام را در چهارچوب موازين اسلامى به عنوان يك مجموعه كامل كه شامل نظامهاى تربيتى، اخلاقى، اقتصادى، سياسى و ... است عرضه كند.
در نظر گاه استاد مطهرى مقولهاى كه بتواند اسلام را با مقتضيات زمان سازگارى دهد اجتهاد است، چرا كه مىتوان از طريق آن بين قوانين ثابت اسلامى و متغيرات زمان هماهنگى ايجاد نمود. ايشان در رابطه با جايگاه اجتهاد مىگويد: اجتهاد جزءِ مسائلى است كه روح خودش را در ميان مردم از دست داده است و مردم خيال مىكنند كه معنى اجتهاد و وظيفه مجتهد فقط بررسى مسائلى است كه در همه زمانها يك حكم دارد، مثلًا در تيمّم آيا يك ضربه بر خاك كافى است يا حتماً بايد دو ضربه بر خاك زد؟ يكى بگويد اقوى يك ضربه و ديگرى بگويد احوط دو ضربه و يا مسائلى از اين قبيل در صورتى كه اينها اهميت چندانى ندارد. آنچه اهميت دارد مسائل نو و تازهاى است كه پيدا مىشود و بايد ديد كه اين مسائل با كدام يك از اصول اسلامى منطبق است بوعلى سينا هم روى همين اساس لزوم اجتهاد را توجيه مىكند و مىگويد بايد در همه اعصار وجود داشته باشد. روى همين اصل ايشان معتقدند اجتهاد يكى از معجزات اسلام و از شرايط امكان جاويد ماندن اسلام است «٣». بنابراين از طريق اجتهاد هر نوع مسئلهاى كه به دين عرضه شود حكم آن روشن مىشود و دين مىتواند پاسخگو باشد.