راههاى تقويت باورهاى دينى - نگارش، حمید - الصفحة ٧٣
اين ذهنيت را القا كرد كه بشر در سايه خرد و دانش تجربى خود مىتواند قوانين مربوط به فرهنگ، سياست، قضاوت و مانند آن را پديد آورد و هيچ نيازى به دخالت دين در اداره زندگىاش نمىباشد «١». در واقع سكولارها معتقدند دين نبايد مبناى فعاليتهاى اجتماعى قرار گيرد و اينگونه مىكوشند دين را از صحنه جامعه خارج سازند. آنها بر اين باورند كه در عرصه سياست و زندگى جمعى انسانها بايد عقلانيت حاكم گردد. به عبارت ديگر آنان براى حاكميت الهى جايگاهى قائل نمىباشند. «٢» البته اين طرز تفكر به جهت نارسايى مفاهيم كلامى و فلسفى مسيحى بود كه به وجود آمد و سبب اعراض مردم از دين شد. استاد مطهرى در اينباره مىفرمايد:
كليسا به خدا تصوير انسانى داد و خدا را در قالب بشرى به افراد معرفى نمود. افراد تحت تأثير نفوذ مذهبى كليسا از كودكى، خدا را با همين قالبهاى انسانى و مادى تلقى كردند و پس از رشد علمى دريافتند كه اين مطلب با موازين علمى و واقعى و عقلى صحيح سازگار نمىباشد. از طرف ديگر توده مردم طبعاً اين مقدار قدرت نقادى ندارند كه فكر كنند ممكن است مسائل مربوط به ماوراء طبيعت مفاهيم معقولى داشته باشد و كليسا اشتباه كرده باشد، چون ديدند مفاهيم كليسا با مقياسهاى علمى تطبيق نمىكند مطلب را از اساس انكار كردند «٣».
اين تصوير غلط و معرفىِ نادرست، ضربه خود را بر پيكره دين مسيحيت زد و باعث شد افكار مردم از آموزههاى دينى فاصله بگيرد. امروز اين حركت نسبت به آموزههاى دين اسلام در دستور كار دشمن قرار دارد و مىكوشد اين ناكارآمدى را در برنامه دين اسلام ارائه دهد. غافل از اين كه برنامه آسمانى اسلام و فرهنگ دين اسلام به جهت توجه ويژه به عقل و اجتهاد و ارائه نظامهاى حقوقى اقتصادى، سياسى، اخلاقى، تربيتى براى حضور فراگير دين در همه عرصههاى فردى و اجتماعى بشر، اجازه رشد سكولاريزم را نمىدهد. قرآن مىفرمايد:
وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَاناً لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدىً وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ. (نحل: ٨٩)
و بر تو كتاب را نازل كرديم كه روشنگر همه چيز است وهدايت و رحمت و بشارت براى مسلمين است.