راههاى تقويت باورهاى دينى - نگارش، حمید - الصفحة ٦٨
وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ لَهُم مَا يَشَاؤُنَ عِندَ رَبِّهِمْ ذلِكَ جَزَاءُ الْمُحْسِنِينَ لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا وَيَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ.
(زمر: ٣٣- ٣٥)
كسى كه سخن راست بياورد و كسى آن راتصديق كند آنان پرهيزكارانند. آنچه بخواهند نزد پروردگارشان براى آنان موجود است و اين جزاى نيكوكاران مىباشد تا خداوند بدترين اعمالى را كه انجام دادهاند در سايه ايمان و صداقت آنها بيامرزد و آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مىدادند، پاداش دهد.
چقدر خوب است در زندگىهاى خود صادق بوده و همواره الگويى براى فرزندانمان باشيم.
امروز فرزندان ما در محيط خانواده بسيارى از مسائل زندگى را تجربه مىكنند. اگر محيط خانواده محيط راستى و درستى باشد، فرزندان نيز به صداقت روى مىآورند. مگر مىشود از فرزندى كه دائماً گوشش با دروغ خوگرفته انتظار داشت كه راستگو و صادق باشد؟ بايد فضاى اعتمادسازى را با هماهنگى بين گفتار و رفتار در خانواده رونق ببخشيم. بايد فرزندانمان احساس كنند كه بسيارى از چالشهاى زندگى را مىتوان از طريق صداقت و درستى درمان كرد. در تحليل روان شناختى صداقت به گفتار و رفتارى اطلاق مىشود كه فرد انگيزه و قصدى مغاير با مفاد گفتار و رفتارش نداشته باشد. به بيان ديگر فرد با صراحت و وضوح صحبت مىكند هنگامى كه فرد در ارتباط كلامى يا بدنى صداقت نداشته باشد، ارتباطى متعارض برقرار مىشود، به گونهاى كه مفاد سخن فرد چيزى است و بقيه وجود او چيز ديگرى را بيان مىكند. در اين حالت مخاطب به مفاد كلام يا رفتار فرد پاسخ مىدهد، ولى هنگامى كه دريافت انگيزه فرد امرى ديگر است در واكنش به رفتار يا گفتارهاى بعدى سردرگم مىشود: گاه به كلام و رفتار او توجه مىكند و از انگيزه او غفلت مىكند و گاه بيشتر به انگيزههاى احتمالى به واكنش نامناسب دست مىزند. اين گونه ارتباط از مشخّصههاى خانوادههاى آشفته است. عدم صداقت زن يا شوهر، فضاى خانواده را به بى اعتمادى و بدبينى مىكشاند و زمينه اختلاف را فراهم مىكند «١».