راههاى تقويت باورهاى دينى - نگارش، حمید - الصفحة ١٧٧
علامه اقبال لاهورى هم در اين باره مىگويد:
بشريت امروز به سه چيز نيازمند است: تعبيرى روحانى از جهان، آزادى روحانى فرد و اصولى اساسى و داراى تاثير جهانى كه تكامل اجتماع بشرى را بر مبناى روحانى توجيه كند. شك نيست كه اروپاى جديد دستگاههاى انديشهاى و مثالى در اين رشتهها تاسيس كرده است، ولى تجربه نشان مىدهد كه حقيقتى كه از راه عقل محض به دست آيد، نمىتواند آن حرارت اعتقاد زندهاى را داشته باشد كه تنها با الهام شخصى حاصل مىشود. به همين دليل است كه عقل محض چندان تاثيرى در نوع بشر نكرده، در صورتى كه دين پيوسته مايه ارتقاى افراد و تغيير شكل جوامع بشرى بوده. مثاليگرى اروپا هرگز به صورت عامل زندهاى در حيات آن نيامده و نتيجه آن، مَنِ سرگردانى است كه در ميان دموكراسىهاى ناسازگار با يكديگر به جستجوى خود مىپردازد كه كار آنها منحصراً بهرهكشى از درويشان به سود توانگران است.
سخن مرا باور كنيد كه اروپاىِ امروز، بزرگترين مانع در راه پيشرفت اخلاق بشريت است! از طرف ديگر مسلمانان مالك انديشهها و كمال مطلوب هايى مطلق مبنى بر وحيى مىباشند كه چون از درونىترين ژرفاى زندگى بيان مىشود به ظاهرى بودن آن رنگ باطنى مىدهد. براى فرد مسلمان، شالوده روحانى زندگى امرى اعتقادى است و براى دفاع از اين اعتقاد به آسانى جان خود را فدا مىكند. «١» اين نظريات و آراى انديشمندان گوياى اين نكته است كه علم محض در پاسخ به بسيارى از مسائل وامانده است و نمىتواند عطش حقيقت و نيازهاى معنوى انسان امروز را برطرف نمايد.
٤- ٣. علم و دين مكمل يكديگر بديهى است انسان در پرتو شناخت به جايگاه علم تجربى و محدوديت هايى كه در آن وجود دارد مىتواند دنبالِ راه حلِ از بين بردن اين محدوديت شود. در پرتو شناخت است كه به دست مىآورد اين علمِ محض، به تنهايى نمىتواند روشنى بخشِ چراغِ راه سعادت آدمى گردد و بايد وراى علم تجربى، دنبال آموزههاى دينى و ايمان به آنها رفت تا بتواند در پرتو آنها و عمل به آنها، سعادت خود را در دنيا و آخرت تضمين نمايد.