راههاى تقويت باورهاى دينى - نگارش، حمید - الصفحة ١٧٤
٢- ٣. آگاهسازى از فرهنگ غربى فرهنگ غربى تفاوت عمدهاى با فرهنگ اسلامى دارد كه عمده آن به تعريف از ماهيت انسان مربوط مىشود. برحسب فرهنگ غربى، انسان موجودى است كه معنويت فرع و روبناى زندگى اوست؛ انسان در عصر تكنولوژى به درجهاى از پيشرفت رسيده كه ديگر نيازى به ارتباط با يك مبدأ قدسى و آسمانى نداشته باشد. اين تصور باطل كه در فرهنگ غرب رشد پيدا كرد، انسان محورى را جايگزين خدا محورى كرد و بر همه ارزشهاى الهى و آسمانى خط بطلان كشيد.
مقام معظم رهبرى درباره فرهنگ غرب مىفرمايد:
فرهنگ غربى آن فرهنگى است كه براى فاسد كردن انسان برنامهريزى مىكند. فرهنگى است كه ارزشهاى انسانى، درخشندگىهاى انسانى، فضيلتهاى انسانى در آن فرهنگ مورد دشمنى و بغض است ... فرهنگى است كه انسانها را از ياد خدا و معنويت غافل مىكند. منافع آنها جز به اين طريق تامين نمىشود. لذا تلاش مىكنند كه اين فرهنگ را گسترش دهند آنها مىخواهند انسانيت را از دايره فضايل انسانى خارج كنند آنها كه دلشان براى انسانيت نسوخته است ...
زنها را از عفت بشرى خارج كردند، مردها را به فساد كشاندند. به راحتى و تنبلى كشاندند. به عشرتجويى و مصرفگرايى كشاندند، به قبول وضع زندگى حيوانى كشاندند «١».
متاسفانه امروزه بسيارى از مردم تحت تاثير ظواهر فرهنگ غربى قرار گرفته و از نقشههاى شوم آنان آگاهى ندارند كه بايد در مسير مهندسى فرهنگى، از نقشههاى شوم آنان پرده برداشت.
بايد آگاه نمود كه امروز بيگانگان دريافتهاند كه رمز پيدايى و پايايى انقلاب اسلامى، همانا شاخصهاى روشن و بىبديل فرهنگى و دينى است كه چون سدى آهنين و نفوذناپذير، تمامى توطئهها و ترفندهاى ويرانگر و شيطانى آنها را با شكست مواجه ساخته است. و از همين رو تنها راه مبارزه را مبارزه فرهنگى و اتخاذ استراتژى فرهنگى برگزيدهاند.
٣- ٣. بازگشت آگاهانه به هويت اصيل خود در آستانه هزاره سوم انديشه بشر به بالاترين حد پيشرفت رسيده، ولى قلب او به شدت در حال پسروى مىباشد. اين جدايى دل از انديشه و از هم پاشيدن عواطف و احساسات انسانى