راههاى تقويت باورهاى دينى - نگارش، حمید - الصفحة ١٧١
در اين فراز، امام چهارم از خداوند مىطلبد كه شور و نشاط در بندگى و اطاعتش در همه عمر باشد به گونهاى كه از ادامه راه و ع راههاى تقويت باورهاى دينى ١٧٥ ٣ - ٣. بازگشت آگاهانه به هويت اصيل خود ص : ١٧٤ بوديت درگاه حق احساس بىميلى نكند. نشاط و شوق عبادت در وجودش پابرجا باشد. در قسمت بعد امام مىفرمايد خداوندا مرا در پيمودن صراط مستقيمت گرفتار نابينايى منما. «عمى»، هم به از دست دادن چشم و نابينايى ظاهرى و هم به از دست دادن بصيرت و بينش معنوى گفته مىشود. «١» طى نمودن راه حق به چشم دل و بينش خرد نياز دارد. كسى كه اهل بصيرت باشد و بماند مىتواند به سر منزل برسد در غير اين صورت از ادامه مسير حق باز مىماند. براى اين كه انسان بتواند راه حق را ادامه دهد و چشم دل او نابينا نگردد و سعادت اخروى را از آن خود كند، بايد همواره متوجه عواملى باشد كه مىتواند بينش و بصيرت او را از بين ببرد و در تمام عمر عملًا و قولًا از آن عوامل اجتناب نمايد.
در اين صورت مىتواند به سر منزل مقصود برسد، و الّا باز مىماند و از حق اعراض كرده آثار و بركات حق را هم از دست مىدهد و اين خطرى است نابخشودنى. شهادت امام حسين (ع) بعد از مدت كوتاه از رحلت پيامبر (ص) بهترين مصداق براى اين قسمت از نوشتار ما مىباشد.
چطور انسانهايى با آن سابقههاى درخشان كه در ركاب پيامبر (ص) بودند ناگهان از ادامه مسير بازماندند، بصيرت را از دست دادند، معيارهاى ارزشى را كنار نهادند و آن وقت آن مسائلى كه در تاريخ نقل است پيش مىآيد؟! مقام معظم رهبرى در اين رابطه مىفرمايد:
وقتى معيارها از دست رفت، وقتى ارزشها ضعيف شد، وقتى ظواهر پوك شد، وقتى دنياطلبى و مالدوستى بر انسانهايى حاكم شد كه يك عمر با عظمت گذرانده بودند و سالهايى را بىاعتنا به زخارف دنيا سپرى كردند و توانستند آن پرچم عظيم را بلند بكنند، آن وقت در عالم فرهنگ و معارف هم، چنين كسى سررشتهدار امور معارف الهى و اسلامى مىشود؛ كسى كه تازه مسلمان است (كعب الاحبار) و هر چه خودش بفهمد مىگويد نه آن چه كه اسلام گفته است! ... اين مربوط به خواص است آن وقت عوام هم كه دنباله رو خواصاند، دنبال آنها حركت مىكنند. بزرگترين گناه انسانهاى ممتاز و برجسته اگر انحرافى از آنها سربزند اين است كه انحراف آنها موجب انحراف بسيارى از مردم مىشود. وقتى ديدند سدها شكست، وقتى ديدند كارها بر خلاف آنچه از