راههاى تقويت باورهاى دينى - نگارش، حمید - الصفحة ١٥٣
كه نزد خود مىبيند اهميت مىدهد و چيزهايى كه ديگران مىدانند بىاهميت مىداند. اين نگاه همان حب نفس است كه سر منشا تمام خطاهاى نفسانى مىگردد. عجب هم از حبّ نفس ناشى مىشود. امام خمينى در اين رابطه مىفرمايد:
بدان كه رذيله عجب از حب نفس پيدا شود، چون كه انسان مفطور به حب نفس است و سر منشأ تمام خطاهاى انسانى و رذائل اخلاقى، حبّ نفس است و از اين جهت است كه انسان، اعمال كوچكِ خودش در نظرش بزرگ آيد و خود را بواسطه آن از خوبان و خاصان درگاه حق شمارد. و خود را به واسطه اعمال ناقابل مستحق مدح داند. «١» ٨- ٣. گناه و كارهاى ناشايست از موانع بزرگ در جهت رشد باورهاى دينى، گناه و كارهاى ناشايست است. بىبند و بارى، راحتطلبى و نداشتن مسئوليت و خلاصه قرار گرفتن در اختيار هواى نفسانى است كه نمىگذارد باورها در وجود آدمى رشد كند. اين حالت، بىبند و بارى را در وجود آدمى رشد داده سبب مىشود دست از مبانى اعتقادى خود بردارند، چرا كه مىپندارند اعتقاد به خداوند مانع ارضاى خواهشهاى نفسانى است. استاد مطهرى در اينباره مىفرمايد:
ايمان و اعتقاد يك فكر مجرد و خشك نيست كه گوشهاى از ذهن را اشغال كند و با ساير قسمتهاى هستى انسان سر و كارى نداشته باشد. در بين افكار انسان افكار بىارتباط به عمل بسيار است. مانند افكار و اطلاعات رياضى انسان و قسمتهاى بسيارى از اطلاعات طبيعى و يا جغرافيائى. اما بعضى از افكار است كه وقتى در انسان پيدا شد به حكم اين كه با سرنوشت انسان پيوند دارد مىخواهد بر سراسر وجود انسانى تسلط يابد و همه را در قبضه خويش قرار دهد. هنگامى كه پيدا مىشود زنجيروار يك عده انديشههاى ديگرى را به دنبال خويش مىآورد و خط مشى انسان را عوض مىكند. عينا داستان كودك مكتبى است كه هر چه استاد مىگويد بگو الف، نمىگويد پس از آن كه اصرار بسيار كردند كه الف گفتن تو براى تو چه ضررى دارد، جواب داد كه اگر الف بگويم به آن ختم نمىشود پس از آن بايد بگويم ب و ... مسئله خدا عينا همان الفِ مكتبى است كه انسان وقتى گفت بلافاصله بايد بگويد ب و به ترتيب ساير الفبا به دنبال